جمعه, 15 آبان , 1405
12:39 ب.ظ
بیانات آیت الله دژکام در خطبه های نماز جمعه ۱۵ آبان ماه ۱۴۰۵
به گزارش روابط عمومی نهاد نماینده ولی فقیه در استان فارس و امام جمعه شیراز، نماز جمعه ۱۵ آبان ماه ۱۴۰۵ سومین حرم اهل بیت (ع) در ایران اسلامی به امامت حضرت آیت الله دژکام و با حضور اقشار مختلف مردم شریف شیراز برگزار گردید.
متن کامل خطبههای نماز جمعه شیراز را در ادامه میخوانید:
بسماللهالرحمنالرحیم
خودم و همه شما برادران و خواهران ایمانی را توصیه میکنم به تقوا، پرهیزکاری و خداترسی. اما بعد؛ و من خطبه مولانا الإمام أمیرالمؤمنین علیه أفضل صلوات المصلین أن قال: «وَ أَمَّا النَّهَارَ فَحُلَمَاءُ عُلَمَاءُ أَبْرَارٌ أَتْقِیَاءُ، قَدْ بَرَاهُمُ الْخَوْفُ بَرْیَ الْقِدَاحِ، یَنْظُرُ إِلَیْهِمُ النَّاظِرُ فَیَحْسَبُهُمْ مَرْضَى، وَ مَا بِالْقَوْمِ مِنْ مَرَضٍ؛ وَ یَقُولُ لَقَدْ خُولِطُوا، وَ لَقَدْ خَالَطَهُمْ أَمْرٌ عَظِیمٌ».
در رابطه با نشانهها و ویژگیهای انسانهای باتقوا که در طول روز در رفتار و شمایل آنها مشاهده میشود، امیرالمؤمنین (ع) نکاتی را فرمودند تا میرسد به این عبارت که امروز خدمت شما معنا میکنم؛ میفرماید کسی که به آنها نگاه میکند، میگوید انگار بیمار هستند، در حالی که هیچ بیماری در آنها نیست؛ و میگوید پریشانخاطرند؛ بله، فکر قیامت، فکر بسیار بزرگی است که آنها را پریشان کرده است.
در این خصوص و در این عبارت، یکی دو نکته خدمت شما عرض میکنم. آنچه مسلّم است، انسانهایی که در تقوا درجات بالایی را حائز هستند، از نظر بدنی —وقتی انسان آنها را میبیند— احساس میکند که گویی ضعف یا بیماریای عارضشان شده است. این برای همه انسانهایی که در مراتب معمولیِ تقوا هستند صدق نمیکند؛ اما خودِ ما هم اینگونه هستیم که بعضی از خوبان را میبینیم، بعضی از صالحان را که میبینیم، میگوییم از دور معلوم است که روزه او را برده است یا از دور معلوم است که ضعف، بدنش را فرا گرفته است. این حالت را در یک چهرههایی، ما همیشه این حس را داریم. بنده دنبال مثال میگشتم برای شیرازِ خودمان، به نظرم رسید چهرهای آشنا برای شما که این احساس را آدم در دیدنش پیدا میکرد؛ مثل شهید آیتالله دستغیب (رضوانالله تعالی علیه). این چهره همین حالا هم عکسش را که نگاه میکنید، معلوم است که زهد، به نحوی بدن را حسابی تابانده است. این ویژگی در یک عده دیگر از شهدای ما نیز هست؛ این شهدای محراب را عکسهایشان را نگاه کنید؛ شهید آیتالله اشرفی اصفهانی، شهید آیتالله مدنی، شهید آیتالله صدوقی. اینها چهرهشان از دور میگفت که انگار خیلی ریاضت دارد به خودش میدهد.
یک سؤالی مطرح کرده اینجا مرحوم علامه محمدتقی جعفری، شارح نهجالبلاغه؛ این که شما میگویید اینجورند، اینها خب با انقلابیگری، با جهاد، اینها سازگار نیست! ممکن است کسی ایراد کند و بگوید باید خیلی قوی باشیم. اتفاقاً ایشان میفرماید من میخواهم بگویم اینها خیلی قوی هستند؛ خیلی قویتر از آن چیزی که ما فکر میکنیم؛ اما قدرت اینها از معنویت سرچشمه میگیرد، نه از جهات مادی. ایستادن اینها را جلوی رژیم شاه دیدیم، زندان رفتنهایشان را دیدیم، شکنجه شدنهایشان را دیدیم، یک لحظه کوتاه نیامدنهایشان را هم دیده ایم. از کجا آمد اینها که این همه بدنشان ضعیف بود، اما مقاوم بودند؟ علامه محمدتقی جعفری میفرماید معنویت است که کار میکند.
بعد، یک قضیهای را ایشان تعریف کرده و گفته یکی از آشنایان ما در تهران برای آن روزگار —حالا پیش از انقلاب— بیماریای داشته که نیاز به عمل جراحی خاصی بوده؛ آن موقع به آلمان رفته بوده است. ایشان گفته که بعد از عمل جراحی، من در بستر بودم؛ دو روز، سه روز بستری بودم، نمیتوانستم بلند شوم. بعد از دو سه روز، کمی هوش و حواس سر جای خودش آمد؛ مثل بیماران که جراحی قلب باز میکنند. دیدم که میتوانم دیگر نمازم را بخوانم، ولو اینکه روی تخت خوابیده باشم و مهیا شده و مشغول نماز خواندن شدم؛ همینطور که بستری روی تخت بودم، مشغول نماز خواندن شدم. در همان موقع نماز، پزشک متخصص آلمانی که من زیر نظرش بودم، آمد و وارد اتاق شد؛ موقع راند —به اصطلاح پزشکی— بوده که بیاید بررسی کند و ببیند حال بیمار چطور است. وقتی وارد شد، دید من مشغول کاری هستم و توجه به او نمیکنم. به همراهِ من گفت: «این دارد چه کار میکند؟» او برایش توضیح داد که ما یک عباداتی داریم، سر وقتش باید انجام بشود؛ دارد نماز میخواند. میگفت که این پزشک آلمانی که مسلماً مسلمان هم نبود، صندلی گذاشت گوشه اتاق و نشست تا نماز من تمام شد؛ بعد گفت من برای این کار شما احترام ویژه ای قائل هستم؛ گرچه خودم مسلمان نیستم.» همراهان من پرسیدند چرا احترام ویژه قائل هستید؟ حالا پزشک غیرمسلمان برای نماز چرا احترام ویژه قائل است؟ ایشان گفته بود که من در جنگ جهانی دوم شرکت داشتم، همان موقع توی جنگ هم پزشک بودم. آنهایی که اهل نماز بودند —نمازِ خودِ مسیحیها، یعنی عبادت و مثلاً کلیسا رفتن— اینها کم نمیآوردند؛ زخم میخوردند، اما به این سادگی جان به اجل نمیدادند، دوباره کارشان را ادامه میدادند. اما بعضیها که اهل این جهات معنوی نبودند، به محض اینکه یک زخمی میخوردند، میگفتند من باید دیگر خارج بشوم و نمیتوانم بایستم. ضعف برایش ایجاد میشد. این پزشک آلمانی گفته من به تجربه متوجه شدم که معنویت، قدرت میدانداری میدهد.
در انقلاب اسلامی ما و در طول این جنگهایی که به ما تحمیل کردند، ما این مسئله را با گوشت و پوست و خونمان احساس کردیم؛ دیدیم آنهایی که تا آخر میایستند، همانهایی هستند که از باورهای دینی محکمی برخوردارند.
حالا این دو قضیه را که گفتم، از خودِ نهجالبلاغۀ شریف برایتان یک سند میآورم که بدانید ایستادگی در میدان نبرد برای کسی که اهل معنویت و تقوا هست، خیلی راحتتر است و میدانداری اصلی را آنها میکنند. شاید راز این را ما متوجه بشویم که رهبر عظیمالشأنمان، حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای (دام ظله العالی)، این مطلب را تصریحاً فرمودند که از نظر کسی که تحلیل معنوی دارد، ایران ابرقدرت اول است؛ امروز ارتش ما، سپاه ما، نیروهای نظامی و انتظامی ما قویترین در عالم هستند؛ به خاطر اینکه اضافه بر سلاح ظاهری، مسلح به «الله اکبر» هستند.
امیرالمؤمنین علیهالسلام در نهجالبلاغه، خطبه ۱۲۱ میفرماید «أَیْنَ الْقَوْمُ الَّذِینَ دُعُوا إِلَى الْإِسْلَامِ فَقَبِلُوهُ وَ قَرَءُوا الْقُرْآنَ فَأَحْکَمُوهُ وَ هِیجُوا إِلَى الْجِهَادِ فَوَلِهُوا وَلَهَ اللِّقَاحِ إِلَى أَوْلَادِهَا»؛ میفرماید کجا هستند آن رزمندگانی که دعوت به اسلام شدند، به خوبی و از عمق قلب اسلام را پذیرفتند و قرآن را خواندند و آن را حاکم بر زندگی خودشان قرار دادند و دعوت به جهاد شدند، برای جهاد حرکت کردند؛ اما نه حرکت عادی، مثل مادیانی که بچهاش را به جایی بسته اند و خودش در طرف دیگری و این مادیان را اگر رها کنید چطور با شدت میدود تا به بچه اش برسد؟اینگونه برای جهاد رفتند. فرمود ما به سوی میدان جنگ [پرواز میکنیم]؛ اینجوری بودند و همانطور که رهبر شهیدمان فرمودند «قود الشهداء»؛ اینها کجا رفتند؟ «سَلَبُوا السُّیُوفَ أَغْمَادَهَا»؛ شمشیرها را از غلاف کشیدند، اسلحه را سر دست گرفتند. «و أخذوا بأطراف الأرض یزحفون زحفاً»؛ گوشه و کنار مرزها را با کمال قدرت و اقتدار حفظ کردند و صفوف نظامیشان دشمن را به وحشت انداخت.
بعد میفرماید که «لَا یُبَشَّرُونَ بِالْأَحْیَاءِ وَ لَا یُعَزَّوْنَ عَنِ الْمَوْتَى»؛ اینها به یک حالی رسیده بودند که بعد از عملیات میگفتند فلانی زنده است و هنوز شانسش نگفته است! یا فلانی رفت؟ غصه ندارد، مقام عالی پیدا کرد. این حالِ آن رزمندهها بود؛ حالِ آنهایی بود که ما در ۸ سال دفاع مقدس دیدیم، در این جنگ ۱۲ روزه دیدیم، در جنگ رمضان دیدیم و شاهد بودیم.
بعد میفرماید که «مُرْهُ الْعُیُونِ مِنَ الْبُکَاءِ»؛ حالا اینها که اینجور تعریفشان کردیم که باید اهل بزن و بخور و از این نوع کارها باشد، میفرماید از ترس خدا در دل شب گریه کرده بودند و حالِ چشمِ گریان بود. «خُمْصُ الْبُطُونِ مِنَ الصِّیَامِ»؛ شکمها به کمر چسبیده؛ البته این در نظامیها خیلی تعریفش میکند، یک جوری میگویند باید این هیکل و سینه ستبر باشد؛ اما شکم باریک، کمر باریک، این در نظامیگری، در ورزش، اینها همه توصیف است. اما حضرت میفرماید به خاطر روزه اینجور شدند! «ذُبُلُ الشِّفَاهِ مِنَ الدُّعَاءِ»؛ لبهایشان از بس ذکر خدا گفتند، خشک شده؛ اینجوری بودند. «صُفْرُ الْأَلْوَانِ مِنَ السَّهَرِ»؛ دلِ شب بیدار میشود، قند خونشان به قول امروزیها میافتد، زردی در چهرهشان پیدا میشود. «عَلَى وُجُوهِهِمْ غَبَرَهُ الْخَاشِعِینَ»؛ بعد امیرالمؤمنین میفرماید: «أُولَئِکَ إِخْوَانِی»؛ اینها برادرانِ من بودند، برادرانِ علی! اینها برادرانِ من بودند. «الذَّاهِبُونَ فَحَقَّ لَنَا أَنْ نَظْمَأَ إِلَیْهِمْ وَ نَعَضَّ الْأَیْدِی عَلَى فِرَاقِهِمْ»؛ میفرماید، جا دارد که تشنه دیدنشان باشیم.
میخواهم خدمت آقا مولایمان، امام زمان (عجلالله تعالی فرجه الشریف) عرض کنم آقا یا ابنالفاطمه! این ایام مربوط به مادر شما، حضرت زهرای طاهره(س) است. الحمدلله امروز در صفوف نظامیان ما، دلسوزان، اهل نماز، اهل روزه، اهل قرآن، حافظان قرآن، تالیان قرآن اینقدر زیاد هستند که ما را امیدوار کرده به اینکه بیایید برای اینکه انتقام سیلی زهرای طاهره را بگیرید.
تقوا را، تقوا را، تقوا را نصبالعین خودتان قرار بدهید. انشاءالله که همه ما برای برادران و خواهران ایمانی، در قیامت، پشت سر امامالمتقین، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیهالسلام)، با حرکت آن حضرت به سمت بهشت راه بیفتیم، انشاءالله.
در این خطبه دوم، دو محور صحبت خدمت شما دارم که امیدوار هستم انشاءالله نکاتی که تقدیم میکنم، مورد توجه همه مؤمنین، خصوصاً کسانی که در این زمینهها وظایف خاصی دارند، قرار بگیرد و آنها حرکت ملی و مردمی را برای رسیدن به اهداف عالی نظام جمهوری اسلامی راه بیندازند.
مسئله اول در خصوص بازدارندگی امنیتی و نظامی ایران است که بالاخره کشور ما باید به یک نقطهای برسد که دشمنان، فکر اینکه بخواهند به ایران حمله کنند را از سر خود بیرون کنند. خب، بازدارندگی از نظر دینی و فقهی یک چهارچوب و اصولی دارد که در «کتاب جهاد» —که یکی از کتابهای فقه ما است— مورد بحث قرار میگیرد؛ اینکه باید چه کار کنیم، چگونه بجنگیم، کی بجنگیم، کی نجنگیم؛ اینها بحثهایی است که مفصل در کتاب جهاد گفته میشود و سیاستهای بازدارنده و امثال اینها در کتاب جهاد باید بحث شود. آنها اصول کار میشود؛ یعنی هر فقیهی، هر کسی که ولایتِ امر را به عهده دارد، بر پایه آن اصول، سیاستهای متناسبِ روز را برای ما تعریف میکند که میدانیم زمان و مکان در این سیاستها دخیل است. ما اصول ثابت داریم، اما در چهارچوب زمان و مکان، تغییرهایی از این جهت در آن ایجاد میشود.
قاعدتاً وضعیت کشور ما از روزی که شهید سلیمانیِ عزیز، آن سردار بزرگمان را به شهادت رساندند، یک نوع تحول در سیاستهای بازدارندگی را شروع کرد. کسی جرئت نمی کرد —و از جنگ جهانی دوم به بعد کسی هم چنین جرئتی نکرده بود— پایگاههای رسمی آمریکا را بزند؛ و ما امروز، بعد از این سالهایی که از شهادت شهید سلیمانی میگذرد و جنگ اول و دوم، ۱۶ پایگاه نظامی آمریکا را چنان روی سرشان خراب کردیم که نمیتوانند نیروهایشان را آنجا نگه دارند. این قدرتمندی به واسطه تغییر یکسری سیاستها ظهور و بروز پیدا کرد.
بعد از جنگ رمضان و بعد از آن که دیدیم دشمن هیچ مرز و خط قرمزی نمیشناسد و مستقیماً رهبر جمهوری اسلامی را هدف قرار دادند، ما بایستی سیاست بازدارندگی خودمان را متناسب با این وضعیتی که در پیرامون آن شکل گرفته، بازنگری کنیم. طبیعی است در دیداری که فرماندهان نظامی کشور و اعضای ستاد مشترک نیروهای مسلح در محضر رهبر عظیمالشأنمان، حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای (ادامالله تعالی ظله العالی) داشتند، ما متوجه شدیم که آقا سیاستهای بازدارنده را به نوعی ارتقا دادهاند. حالا این تعبیرها مهم است؛ گاهی مثلاً ما میگوییم «تغییر»، یکبار به ذهن یک نفر میآید که چرا، مگر قبلی بد بوده است؟ خیر، قبلی متناسب با زمان خودش طراحی شده بوده؛ رهبری آن را ارتقا دادند. رهبر معظم انقلاب فرمودند که اگر دشمن بخواهد به ما حمله بکند، پاسخ فوری بدون محدودیت جغرافیایی به دشمن خواهیم داد.
یک جمله، خیلی از سیاستها را ما باید بازنگری کنیم. اول اینکه ما برد موشکهایمان را شاید از یک حدی بیشتر نمیکردیم؛ الان ولی فقیه فرموده محدوده جغرافیایی نداریم؛ یعنی تا حدی که ۵۰۰۰ کیلومتر و ۶۰۰۰ کیلومتر که توانش را داشتیم و نمیساختیم، الان دیگر دارد ساخته میشود. رهبری فرموده محدوده جغرافیایی نداریم؛ همه این کشورهایی که دریوزگی آمریکا میکنند و خیال میکنند از موشکهای ما در امان خواهند ماند، بعد از این باید بدانند اگر بخواهند نوکری آمریکا را بکنند —چنانکه در کشورهای نزدیکمان ما این کار را کردیم— بر سرِ آنها هم همین کار را خواهیم آورد.
نکته دیگری که در این راستا وجود دارد، ضرورت انسجام ملی است که بنده خدمتتان عرض میکنم؛ تأکید مکرر رهبر عزیزمان بر اینکه الان همه باید یک حرف بزنیم. رقابتهای جناحی و جریانی، خواهش میکنیم —حالا بنده که کسی نیستم که بخواهم دستور بدهم، اما به شما بگویم— حکمش حرام است! حکم اینجور کارها که ما را مقابل همدیگر سبک بکند و نتیجهاش برای دشمن باشد، الان حرام است! همه باید یک حرف باشند و همه این جریانها و جناحها یک مشت آنهم در دهان آمریکا و اسرائیل باشند.
نکته دیگری که اینجا قابل ذکر است، بحث ارتباطات است؛ بالاخره ما در منطقه بعضی از شریکهای راهبردی داریم؛ میبینید دیروز هم سفر رئیس شعام به روسیه بود؛ در این راستا اینها بررسی میشود که همه جبهه وحدت ساحات؛ آقا فرموده از یمن تا لبنان تا ایران، جبهه مقاومت و کسانی که در یک جاهایی اشتراک منافع دارند؛ ما نمیخواهیم بگوییم کشورهای دیگر مثلاً با ما یکی هستند، نیستند و طبیعی هم هست، اما اشتراک منافع داریم. ما مطمئناً اگر آمریکا بخواهد از سد جبهه مقاومت رد بشود، میرود سراغ آنها؛ اینها هم باید بیایند پای کار و وحدت ساحات و ارتباطات منطقهای را محکم کنیم؛ همه اینها باید بازنگری و محکم شود.
در این راستا، نکته پایانی در این محور اولی که عرض میکنم، یک نوع بازنگری و ارتقای سیاست هستهای کشورمان است. در طول سالیان گذشته، خودِ دشمن هم میداند که توانایی ساخت سلاح هستهای از نظر تکنولوژی را داریم و فنیِ آن را بچههای ما واردند. ماشاالله! خدا رحمت کند شهید عباسی را که از استادانِ این فن بود؛ به بنده گفت اینقدر شاگرد آموزش داده ام که هرچه از ما بکشند، باز هم این فنِ ایرانی و بومی خواهد ماند.
اینها زحمت کشیده اند، فنش را داریم؛ آیا باید وقتی دشمن ما را در یک گوشه گیر آورده و میگوید «میزنم»، با وجود اینکه ما میدانیم برپایهی اصول انساندوستی اسلامی، سلاحهای کشتار جمعی نباید به کار گرفته شود؛ ولی دشمن وقتی دارد تهدید میکند، با وجود این، آیا ضرورت پیدا نمیکند که ما هم این را تغییر دهیم؟
خب، این نکته را توضیحاً عرض میکنم؛ ما چهارچوب سیاستمان در باب هستهای واضح است؛ اعلامش با بنده نیست، اعلام اینها با رهبر معظم است و هرچه ایشان بفرمایند ما مطیع هستیم. اما ذهنیت مردم ما این است که الان اضطرار پیدا شده است. اگر این تشخیص را ولیامرِ ما هم داشته باشند، خب طبیعتاً هرچه ایشان بفرمایند همه پیگیری میکنند؛ اما این نوع تصور و به اصطلاح تحلیلی که عمومی شده در کشور ما الان که دشمن دارد میزند، ما حق داریم —نه به خاطر اینکه شروعکننده باشیم، اما اضطرار داریم برای دفاع از خودمان— این یک نکتهای است که جای تأمل باز کرده است؛ و البته عرض کردیم، تنظیم دکترین هستهای با مقام ولایت است؛ نمیخواهیم اینجا بگوییم تغییرش دادیم یا مثلاً کار ما نیست، اما این تصور و این تحلیل را که در کشور یک حالت عمومیت پیدا کرده، از محضر رهبر عزیزمان میخواهیم عرض کنیم که این ذهنیت برای دفاع دارد شکل میگیرد که اگر دشمن بخواهد یک غلطی بکند، ما هم امکاناتش را داریم؛ خب چه کار کنیم؟
طبیعی است مجالی که در فقه ما است، به فرموده خودِ رهبر معظم، نگاهی داریم که با نگاهِ قاعدهمند منافات ندارد، اما ارتقا پیدا میکند. این ارتقای دیدگاه را هم اگر ضرورت باشد و رهبر معظم بفرمایند، باز در این زمینه مایه افتخار است و ما آماده اطاعت هستیم.
اما محور دوم سخنم که خیلی خلاصه باید خدمت شما عرض کنم این است که ما بحث «اقتصاد مقاومتی» را —دو سه هفته است بنده دارم هر هفته یک نکتهای در این خصوص خدمتتان تقدیم میکنم— باید به عنوان یک گفتمان ملی مطرح کنیم؛ یعنی همه اقشار، فرهیختگان و مؤمنان، موضوع اقتصاد مقاومتی را بشناسند، در موردش بحث کنند و مطالبه کنند. بنابراین، این نکاتی که بنده میگویم به اندازه نقشی است که خطبهها در گفتمانسازی باید ایفا کنند؛ بقیه مجموعهها، رسانهها و امثال اینها باید روی این موضوع متمرکز بشوند.
اما تعریف اقتصاد مقاومتی را یک بار دیگر یاد خودمان بیاوریم؛ فرمودند این الگوی اقتصاد اسلامی است، این ریشه در اسلام دارد. خب، اگر الگوی اقتصاد اسلامی است، بنده یک نقطه تفاوت میخواهم بگویم؛ خیلی طلبگی؛ و برای مسجد و حرم بگویم که در اروپا مشهور است که مثلاً آقای آدام اسمیت، پدر اقتصاد نوین اروپا و غرب است؛ آدام اسمیت خود شخصاً میگفت من خدا را قبول دارم؛ میگفتیم شما خدا را قبول دارید، در اقتصاد، خدا چه کاره است؟ در جواب گفته هیچکاره! خوب دقت کنید، این ویژگی را ما باید بدانیم. نیوتن هم در فیزیک همینطور بود؛ میگفتند: نیوتن، شما خدا را قبول داری؟ نیوتن جزء کسانی است که میگفته خدا را قبول دارم (کافر نبوده از این جهت، یعنی منکر وجود خدا نبوده)؛ اما وقتی از او سوال پرسیده شد که در فیزیک، خدا چه کاره است؟ میگفت: هیچکاره! شما یک جایی در فیزیک بگویید که فیزیک نیوتنی مثلاً یک ردپایی از اینکه خدا چیزی گفته باشد دارد؟ اصلاً نیست! وقتی ما میگوییم «اقتصاد اسلامی»، میخواهیم بگوییم اینجا یک ردپایی از دیانت باید موجود باشد؛ اقتصاد دینی، الهی و خدایی است. روی این خیلی باید کار بکنیم؛ جا دارد تحت عنوان «هستیشناسیِ اقتصاد مقاومتی» که در بعضی از کتابها هم بحث کردهاند، مطالعه کنید.
نکته پایانی سخنم، یک موضوع نقد در خیابان؛ حالا دیگر از مسجد و حرم برویم برای خیابان، یک عرضی داشته باشیم. ببینید عزیزان! یک کار اقتصادی خوب را شهرداری تهران شروع کرد به اسم «تورم صفر»؛ گفت که ما کمک میدهیم تا یکسری از اجناس که اقلام اساسی و مورد نیاز دائمی مردم هست، گران نشود. این کار همین یک ماه —تقریباً یک ماهی هست که در تهران صحبت کردهاند— مطرح است. من میخواهم عرض کنم که فکرِ اینکه شهرداریها میتوانند در این زمینه کمک بدهند، در شیراز از سال گذشته، قبل از ماه رمضان شروع شد و شهرداری شیراز این ذهنیت را داشت؛ خودِ شهردار محترم هم پیگیر این قضیه بود و گفت که صد بازار محلی داریم، بازارهایی که در گوشهکنار شهر هستند، و اینها را میتوانم برنامهریزی کنم که جنس به قیمت ارزانتر دست مردم برسد. در ماه رمضان پارسال هم این کار را کردند. من خودم هم پرسیدم از چند جا؛ افرادی که عادی میروند خرید، گفتند مقایسه کنید؛ گفتند بله، تفاوت دارد، ارزانتر است و ما راحتتر دسترسی پیدا میکنیم.
خودِ شهردار محترم هم در اخبار تلویزیون، شبکه یک، من دیدم؛ بعد از اینکه شهردار تهران صحبت کردند، ایشان گفت «شهرداریها میتوانند کمک بدهند؛ ما دلمان میخواهد که انشاءالله در این بحث تورم صفر، شهرداری محترم شیراز هم بیاید پای کار، شما هم کمک بدهید، همه مؤمنین هم کمک بدهند.» ببینید، یک کسی هست که با وجودی که بازارچه ارزانتر هم هست، خدا به او رسانده و از نظر مالی مشکلی ندارد و میرود یک جای دیگری خرید میکند، میگوید نه، این پسندِ من است؛ اما اینکه عدهای از مردم نتوانند کالاهای اساسیشان را به خاطر گرانی اصلاً تهیه بکنند، این خیلی چیز بدی هست. خواهش ما این است که این زمینه و ظرفیت —که در شهرداری شیراز هم عرض کردم تجربهاش وجود دارد— با یک شکل کاملشدهای که در تهران تحت عنوان طرح «تورم صفر» اسمش گذاشتهاند، انشاءالله در شیراز هم کلید بخورد و خصوصاً حالا که داریم دوباره به ماه رمضان نزدیک میشویم، در دو سه ماهِ پیشوازِ ماه رمضان، این فضا برای مردم ایجاد بشود که بتوانند مایحتاجشان را بهتر تهیه کنند و استفاده کنند.
دیدگاهتان را بنویسید