جمعه, 8 آبان , 1405
1:44 ب.ظ
بیانات آیت الله دژکام در خطبه های نماز جمعه ۸ آبان ماه ۱۴۰۵
به گزارش روابط عمومی نهاد نماینده ولی فقیه در استان فارس و امام جمعه شیراز، نماز جمعه ۸ آبان ماه ۱۴۰۵ سومین حرم اهل بیت (ع) در ایران اسلامی به امامت حضرت آیت الله دژکام و با حضور اقشار مختلف مردم شریف شیراز برگزار گردید.
متن کامل خطبههای نماز جمعه شیراز را در ادامه میخوانید:
بسماللهالرحمنالرحیم
خودم و همه شما برادران و خواهران ایمانی را به تقوا، پرهیزکاری و خداترسی توصیه میکنم؛ «اتَّقُوا اللهَ عِبادَ الله».
امیرالمؤمنین علی (ع) در خطبه متقین میفرماید «وَ أَمَّا النَّهَارَ فَحُلَمَاءُ عُلَمَاءُ أَبْرَارٌ أَتْقِیَاءُ قَدْ بَرَاهُمُ الْخَوْفُ بَرْیَ الْقِدَاحِ».
در مورد این فراز از خطبهی متقین در نهجالبلاغه خدمت شما نکاتی را عرض میکردم که حضرت علی (ع) میفرماید رفتار انسانهای با تقوا را در روز اگر دقت کنیم و زیر ذرهبین قرار دهیم، رفتارها عالمانه، بردبارانه، نیکوکارانه و خداترسانه است؛ این ویژگیهای انسان با تقواست.
در خصوص «أَبْرَارٌ» صحبت کردم؛ اما حرکت خوبی را مجموعه عزیزان ما در بسیج سازندگی شروع کردهاند برای تهیه هزار جهیزیه برای عروس و دامادهای جوانی که این روزها واقعاً برای خیلی از خانوادهها تهیه جهیزیه برای فرزندان مشکل شده است. دلم میخواهد مؤمنین در سطح استان این حرکت ارزشمند را تشویق و تبلیغ کنند؛ و اینگونه فرض کردهاند که هر خانوادهای ۱۱۰ هزار تومان به حسابی که توسط بسیج سازندگی معرفی شده واریز کند و اگر مشارکت خوب باشد، بیش از ۱۰۰۰ جهیزیه تهیه خواهد شد. مبلغ ۱۱۰ هزار تومان برای بسیاری از عزیزان فشار ندارد و امیدوارم در این امر خیر مشارکت کنند تا حس همدلی در مجموعه استان ما و کشور ما پیش آید و ارزشش بیش از این خواهد بود. نگویید بیش از ۱۰۰۰ جهیزیه نیاز داریم؛ حتی اگر فقط یکی برای رضای خدا انجام گیرد آن حسی که در جامعه ایجاد میشود بسیار ارزشمند است، و یکی از عوامل انسجام اجتماعی همین خیر، نیکوکاری و خیررسانی به دیگران است.
اما این جمله از این فراز که امیرالمؤمنین علی (ع) فرمودهاند «قَدْ بَرَاهُمُ الْخَوْفُ بَرْیَ الْقِدَاحِ»، معنایش این میشود که افراد متقی از ترس خدا مثل تیری هستند که آن را تراشیده باشند. تیرهای کمان قدیم چوب بوده است و چوب را میتراشیدند و صاف میکردند که وقتی تیر از کمان میخواهد رها شود، درست رها شود و به هدف برسد؛ و اگر تیر کج باشد، پرتاب میکنیم ولی منحرف شده و به هدف نمیخورد.
بنابراین، این صاف و راست بودن چوب تیر، ضربالمثل شده است. امیرالمؤمنین (ع) میفرماید که انسان با تقوا از ترس خدا مقداری بدنش [از شدت خوف] باریک و خمیده شده است؛ و نگاه میکنید و ما در فارس میگوییم ترکهای است، و ترکه همان چوب صاف و راست است. این ترکه صاف و باریک است؛ حضرت علی (ع) فرموده و ظاهر این عبارت این است که انسان با تقوا به خاطر ترس از خدا اینگونه میشود.
برخی از علمای بزرگ استان خودمان که در شروع کار بر نهجالبلاغه شرحی نوشتهاند، فرمودهاند این عبارت معنای کنایی دارد و منظور، شکل بدن نیست؛ فرم و شکل بدن را هر کسی خدا یکجور خلق کرده و همه یکجور نیستند، و غرض از این عبارت آن است که در رفتارشان «اعوجاج» (کجی) نیست و مثل تیر که کج نیست، در رفتارشان کجی دیده نمیشود.
اگر این معنای کنایی را بخواهیم از این جمله بگیریم، در رفتارهای سیاسی، اجتماعی و فردی ما خیلی جا دارد دقت کنیم و ببینیم آیا واقعاً راستقامت هستیم؟ خیلی اوقات ممکن است ما کارهایی کنیم که هزار توجیه برای آن داشته باشیم، اما خودمان میدانیم که این کار با غرض دیگری انجام شده است.
بنده در این راستا میخواهم چند نکته را به همه عزیزان یادآور شوم؛ خصوصاً در بحث تقوای سیاسی و تقوای تأثیرگذاران اجتماعی باید این مسائل را مرتب به خودمان یادآور شویم، برای اینکه خطر خیلی ما را تهدید میکند. یکبارگی یک نظام از یک رفتار بدِ بنده یا مثل بندهای لطمه میخورد و ما توجیه میکنیم که غرضمان درست بوده است.
اگر ما رقابت سیاسی را در پرتو تقوا بخواهیم زیر ذرهبین قرار دهیم، قاعدتاً باید همه سیاسیون مؤمن ما ترس از خدا را برای خود افتخار بدانند. بعضاً عزیزانی که بنده با آنها صحبت میکنم، اعتقاد دارند ما الان باید پیروز شویم؛ اما پیروزی به چه قیمتی؟ نهجالبلاغه را بخوانید؛ اگر ما پیرو امیرالمؤمنین علی (ع) هستیم، حضرت فرموده من این کارها را نمیکنم. نگویید معاویه بلد است و علی بلد نیست؛ علی بهتر از معاویه میتواند این غدر، جفا و پیمانشکنی را انجام دهد، اما “و منعنی من ذلک أمر الله و نهیه”، میداند اگر بخواهد مثل معاویه رفتار کند چگونه بر معاویه پیروز شود، اما میفرماید یکسری کارها را نمیکنم.
بعد از ۱۴۰۰ سال نگاه میکنید رفتار امیرالمؤمنین علی (ع) میشود ملاک رفتار جهانی، و فقط در خصوص ما شیعیان نیست. اگر شعاری در باب حقوق بشر در دنیا داده میشود، به خاطر آبروی علی و اولاد علی است؛ و اگر آنها نبودند پای این حرفها بایستند، چه کسی میتوانست بگوید مثلاً ما انسانیت را میفهمیم؟ همه مثل هم بودیم و آنها پای حق ایستادند. صدیقه طاهره (س) که این ایام متعلق به ایشان است، ایستاد؛ امیرالمؤمنین ایستاد. اینقدر راست و حسینی به تعبیر امروزی ما ایستادند که امام حسین (ع) در وسط صحرای کربلا فرمود «یَأْبَى اللَّهُ ذَلِکَ لَنَا وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَحُجُورٌ طَابَتْ وَطَهُرَتْ وَأُنُوفٌ حَمِیَّهٌ وَنُفُوسٌ أَبِیَّهٌ»؛ دامن پاک مادرم اجازه نمیدهد؛ سازشکاری نمیکنم و ذلیل نمیشوم. این موارد را بیت خاتمالانبیاء محمد (ص) به همه جهانیان آموزش داده است. نهجالبلاغه را بخوانید؛ روزی که ابوسفیان خواست با علی بیعت کند، نهجالبلاغه خطبه دارد. روزی که سیاهجامگان خدمت امام صادق (ع) رفتند، باز حدیث دارد و فرمود تو از مردان من نیستی و با همه نمیشود کار کرد.
اینها در بحث سیاست جدی است؛ ما انقلاب نکردهایم که بگوییم با روش ماکیاولی پیروز میشویم، بلکه انقلاب کردهایم که بگوییم به روش اسلامی هم میشود پیروز شد؛ چنانکه شمشیر ذوالفقار علی (ع) بدر را فاتحانه تحویل داد، خیبر را فاتحانه تحویل داد و حُنین را فاتحانه تحویل داد. در همه این عرصه ها کارش به جایی رسید که به سمّ اسبش هم خدای متعال قسم خورد. این یک نوع دیگری از زندگی و کار سیاسی است. بنا شده است إنشاءالله در این انقلاب راهگشای این مسیر باشیم و این را به دنیا معرفی کنیم. پس تقوای سیاسی برای همه مسئولان و مدیران باید با جدیت مورد توجه قرار گیرد.
این آقایی که ما در محضرش نماز میخوانیم، حضرت احمد بن موسی الکاظم شاهچراغ (ع)، اگر اهل دنیا بود، همه چیز برای ایشان آماده بود تا رئیس شود؛ اما به ریاست پشت پا زد و گفت «حق برادر عزیزم علی بن موسی الرضا (ع) است و من در بیعت او هستم و هرچه او بفرماید.» این تقوای سیاسی است.
شهر ما افتخار دارد به وجود میرزای شیرازی بزرگ؛ وقتی شیخ انصاری از دار دنیا رفت، مرجعیت به سمت درِ خانه میرزای شیرازی آمد و ایشان فرمود «من یک همبحثی داشتم که از من مِلاّتر بوده است؛ او را مرجع کنید.» رفتند خدمت آقای نجمآبایی و به او گفتند میرزا چنین گفته است؛ ایشان لبخندی زد و فرمود «بله، من اصطلاح بیشتر از میرزا میدانستم، اما میرزا از من عاقلتر است و مرجعیت عقل سیاسی میخواهد.» مرجع باید مرجعیت شیعه را به رتبهای برساند که نیمسطر بنویسد و بساط انگلستان را به هم بریزد، و این کار میرزا است؛ و آیتالله نجمآبادی گفت من پشت سر میرزا هستم.
استاد ما در قم فرمود آیت الله نجمآبادی یک بار برای خدا کنار کشید تا اهلش میدانداری کند؛ و وقتی از دار دنیا رفت، جنازه آیتالله نجمآبادی را به وادیالسلام نجف آوردند و یکی از عرفا و اهل معنا دید همه وادیالسلام غرق نور است و دید هرچه نورانیت است از جنازه ایشان است. پرسید کیست؟ گفتند آقای نجمآبادی و گفت یک گذشت در مسئلهای که ریاست را به اهلش واگذار کرد، این نورانیت عالم برزخ را برای او آورده است.
برادران و خواهران! خیال نکنیم اگر میدانی را گرفتیم مثلا فردا روزی انتخابات است، مگر بازی بچهها در کوچههاست؟ اهلیت را باید در نظر بگیریم. لجولجبازیهایی که گاهی انسان مشاهده میکند و بکشبکشهایی که برای جامعه دینی ما زشت است؛ و اگر کسی باشد که ذرهای خوف از خدا داشته باشد، نزدیک این رفتارها نمیشود «قَدْ بَرَاهُمُ الْخَوْفُ بَرْیَ الْقِدَاحِ».
گیرهای بیخودی به یکدیگر میدهند. بنده از انتقاد خیلی لذت میبرم، اما از گیر دادن خیر؛ معلوم است میخواهد گیر دهد، «وَعَیْنُ الرِّضَا عَنْ کُلِّ عَیْبٍ کَلِیلَهٌ / وَلَکِنَّ عَیْنَ السُّخْطِ تُبْدِی الْمَسَاوِیَا»، اگر با دیده دشمنی نگاه کنید، به همه کارهای خوب طرف مقابل میشود ایراد گرفت و اینگونه نباید باشیم؛ کار خوب، خوب است و اگر اشتباهی شده بگوییم تا اصلاح شود.
یک بیت از حافظ میخوانم و امیدوارم تکتک ما خودمان را خودارزیابی کنیم ببینیم کارهایی که میکنیم چگونه است. حافظ شیرازی به خودش انتقاد میکند و میگوید «گفتی از حافظ ما بوی ریا میآید / آفرین بر نفست باد که خوش بردی بوی»، برخی اینقدر ارزشها را گاهی بزرگ میکنند که سؤال است آیا واقعاً دلشان برای ارزش دینی و انقلابی سوخته است؟ در دل خودتان بررسی کنید.
آنکه مرد خداست، بوی کفر، نفاق و ریا را در رفتارهای خیلیها استشمام میکند؛ نکند خدایی نکرده آنهایی که ولی خدا هستند وقتی کار من و مثل من را میبینند، بگویند حیف عملی که ضایع کرد.
بار دیگر خودم و همه شما برادران و خواهران ایمانی را به تقوا و پرهیزکاری توصیه میکنم.
در خطبه دوم، در سه محور میخواهم خدمت شما عزیزان نکاتی را تقدیم کنم؛ ضمن گرامیداشت روز نوجوان و روز بسیج دانشآموزی که امروز در مجموعه نماز جمعه ما هم از این گلهای رعنای نوجوانان شیراز به حمدالله بسیار موج میزند و از مدارس و دبیرستانهای مختلف، عزیزان دانشآموز آمدهاند برای اینکه روز بسیج دانشآموزی و روز شهادت شهید فهمیده را به نوعی گرامی بدارند. شهید فهمیدهها هستند؛ به دعای رهبر شهیدمان که یک نوجوان عزیزی گفت میخواهم شهید شوم و ایشان فرمود امیدوارم ۹۰ سال عمر کنید و نود سال خدمت به اسلام کنید و بعد شهید شوید. عمر طولانی ۱۲۰ ساله انشاءالله در خدمت اسلام و نظام اسلامی کنید؛ و شهادت اگر آرزوی کسی هست، خدا بخیل نیست و عمار یاسر در ۹۴ سالگی شهید شده است؛ و بنابراین، خدا میتواند مقام شهادت را بدهد، اما به کشور و ملتتان خدمت کنید و ایران و اسلام را در دنیا —شما نوجوانان عزیز— بالا ببرید که پرچمش را در این ۸ ماه بالا گرفتهاید و بالا بردهاید.
محور اول سخنم در رابطه با بحث مقاومت اقتصادی است که هفته پیش نیز خدمت شما طرح بحثی کردم و چند نکته عرض میکنم. بنده به عزیزان و صاحبنظران شهر عرض کردهام که ما اشاره میکنیم و شما تکمیلش کنید؛ چون خطبه جای تفصیل نیست، اما بنده اشارهای میکنم که مسلماً ایستادگی کشور ما در این دوره —سال ۱۴۰۴ که دو جنگ پشت سر هم داشتیم و سال ۱۴۰۵ که ادامه جنگ دوم را به نوعی داریم و درگیریم— مرهون یکسری تلاشهای اقتصادی مردم و مسئولینمان بوده است. برای اینکه دشمن گفت تا مرزهای زمینی شما را میبندم؛ و حتماً در اخبار شنیدهاید که فلان مرز را بستند و دشمنان گفتند ایرانیها دیگر نمیتوانند ادامه دهند، ولی شما مردم اینقدر در عرصه اقتصادی هم قدرت داشتید که خم به ابرو نیاوردید و ایستادید و فشار دشمن را خنثی کردید؛ و این «ایران قوی» است.
رهبر عزیز جوانمان فرمودند که «ایران قویتر»؛ ما باید به قدرتی در بحث اقتصاد برسیم که دنیا بگوید نمیتوانیم مرز را ببندیم، برای اینکه آنها به ما نیاز داشته باشند، نه اینکه ما به آنها نیاز داشته باشیم.
یک گوشه کوچکی از این، ظهوری کرد اما کافی نیست؛ نخستوزیر عراق گفت اگر من مرزهای ایران را ببندم، خودم و کشورم را محاصره کردهام؛ یعنی آنها نیاز دارند. البته خب، عوامل مختلفی در این قضیه دخیل است که شاید برخی اقتصادی نباشد و دیدید که نخستوزیر عراق چقدر زیر فشار اقشار مختلف شیعی قرار گرفت. اما اگر یکجوری شود که همه کشورهای دنیا بگویند نمیتوانیم مرز را ببندیم، برای اینکه بستن مرز ایران به ضرر ماست؛ این «ایرانِ قوی و قویتر و قویترین» را خواهد ساخت.
در این رابطه، رهبر عظیمالشأنمان سال ۱۴۰۵ را سال «اقتصاد مقاومتی در پرتو وحدت ملی و امنیت ملی» قرار دادند. سیاستهای این اقتصاد مقاومتی باید تبدیل به گفتمان شود؛ سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی که رهبر شهید ابلاغ کردهاند، ۲۴ بند است و در بند بیستویکم فرموده «اقتصاد مقاومتی باید تبدیل به گفتمان عمومی ملت شود»؛ و بعد فرمود مجامع علمی در این قضیه بیشتر وظیفه دارند، یعنی دانشگاهها و حوزهها بیشتر در این قضیه باید ورود کنند. این گفتمانسازی کار نهادهای فرهنگی است که باید پیگیری شود و اجرا و عملیات، کار نهاد اجرایی است که هفته قبل عرض کردم و باز میگویم که استدعا داریم برای تحقق شعار سال به نوعی تلاش مضاعف داشته باشیم.
ماههای پایانی سال ۱۴۰۵ دارد سپری میشود و ما امیدواریم سال ۱۴۰۵ را در باب سرمایهگذاری، تولید و افزایش بهرهوری —که این کلیدواژههای اصلی بحث اقتصاد مقاومتی است— بهتر از سال ۱۴۰۴ جلو ببریم؛ و انشاءالله هم از نظر رشد اقتصادی و هم از نظر سرمایهگذاری بتوانیم بگوییم استان فارس در سطح کشور کار شایسته و بایسته خودش را انجام داده است.
اما نکته دوم در باب انتخاباتی است که در کشورهای طرف جنگ با ما در جریان است. البته همه طرف های انتخاباتی آنها در مورد ایران شعار میدهند و برای رأی جمع کردن باز هم از اسم ایران بهرهمند میشوند و شعارهای مختلفی میدهند، و قاعدتاً تیمهای متفاوتی در آنجا هستند. اینکه مدیران سیاسی ما برای این مسئله انتخابات چه تمهیدی کردهاند، وظیفه خودشان هست و کارشان را انجام میدهند؛ اما اینکه بیاییم مردم مبعوثشده و بپاخاسته خود را درگیر این مسئله کنیم که اگر فلان تیم برنده شود خوشحال شویم یا اگر فلان تیم برنده شود ناراحت، هیچکدام کارِ ملتِ مبعوث نیست؛ و عرض کردم کار دولت و دیپلماسی چیز دیگری است و کار عزیزان نظامی در همراهیِ میدان و سیاست چیز دیگری است. ولی ما باید بدانیم قرآن کریم فرموده است «وَلَا یَزَالُونَ یُقَاتِلُونَکُمْ حَتَّى یَرُدُّوکُمْ عَنْ دِینِکُمْ» (آیه ۲۱۷ سوره بقره). حالا تیم و حزب عوض شد؛ آنها تا کی میجنگند؟ خدای متعال میفرماید آنها با شما باز هم خواهند جنگید تا دست از دینتان بردارید تا آنها دست از جنگ بردارند؛ اما کسی از ما حاضر نیست دین را رها کند و ما مسلماً تا پایان این مسیری که با نایب اماممان، رهبر عظیمالشأنمان بیعت کردهایم، در خونخواهی از قائد شهید و خونخواهی از همه شهدای عزیزمان —که به دست این ظالمان خونشان ریخته شده است— و برای اهتزاز پرچم ظهور حضرت ولیعصر (عج) خواهیم ایستاد و خواهیم جنگید. انشاءالله خدای متعال هم آنچه خیرِ این ملت و امت اسلامی است در رابطه با دشمنان مقدر خواهد فرمود.
اما نکته پایانی و نکته سوم؛ در پایان هفته آینده روز فرهنگ عمومی را خواهیم داشت. در این باب بسیار صحبت هست و از این جهت به نوعی ائمه جمعه درگیر هستند، چون رئیس شورای فرهنگ عمومی هستند؛ و حالا این ریاست چگونه است و اقتضای ریاست چیست و این چه سمتی است که به ائمه جمعه دادهاند، بماند؛ و بنده اینجا بنای گله ندارم، بلکه میخواهم بگویم چه باید بکنیم؟
آنچه مسلم است، ما در مسائل فرهنگی در سطح کشور با کموزیادش در استانها و شهرها —شاید به بنده میگویند شیراز در برخی مسائل فرهنگی بیشتر درگیر تهاجم دشمن است؛ یک شبیخون فرهنگی که رهبر شهیدمان تعریف کرد— باید در این مورد چه کار کنیم؟
بنده فرازی از بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی را یادداشت کردهام که خود قائد شهید برای ما تعیین تکلیف کرده است و این فراز را میخوانم و امیدواریم با کمک همه مدیران، مسئولان و مردم بتوانیم این مسیر را پیش ببریم.
آقای شهید فرمودند «تلاش غرب در ترویج سبک زندگی غربی در ایران و زیانهای بیجبران اخلاقی، اقتصادی، دینی و سیاسی به کشور نیاز به مقابله دارد.» و این مقابله چجور باید باشد؟ در ادامه رهبر شهید فرموده «مقابله با آن، جهاد همهجانبه و هوشمندانه میطلبد».
اولاً ما در عرصه فرهنگ خیال نکنیم با دستور دادن کار درست میشود؛ فرموده جهاد میخواهد و مجاهدانه باید همه کسانی که دلسوز و دغدغهمند هستند به میدان بیایند. کلی این قضیه که بحثهای مختلفی مثل حجاب و… را میگویند، در حوزه «سبک زندگی اسلامی» قرار میگیرد.
مجمع استانی شورای فرهنگ عمومی برگزار شد و رسماً مصوب کردیم در برش استانی نقشه مهندسی، باید سبک زندگی محور باشد؛ حالا این کار را باید مدیران حمایت کنند. ببینید عزیزان، بنده ۱۰ بار اینجا میگویم و بعد میخواهد یک رویداد در گوشه شهر رخ دهد، و آن رویداد اگر مدیر محترم خود دغدغه نداشته باشد، تبدیل به ضدارزش میشود؛ یعنی ما تلاش کردیم کار خوبی شود، اما تبدیل به کار بد میشود.
بنده با یک مدیر صحبت کردهام و میگوید تنهایی نمیتوانم؛ و رهبر شهید فرموده جهاد همهجانبه، و ایشان متوجه بوده است که اگر مدیر را تنها وسط میدان بفرستیم، پیروز برنمیگردد و همه باید کمک کنند. مسیر را باید شروع کنیم و ناچاریم از اقدام در این رابطه، و انشاءالله عزیزان پیگیری خواهند فرمود و باز هم در این خصوص در هفتههای آینده با شما صحبت خواهم کرد.
دیدگاهتان را بنویسید