جمعه, 10 مهر , 1405
2:08 ب.ظ
بیانات آیت الله دژکام در خطبه های نماز جمعه ۱۰ مهر ماه ۱۴۰۵
به گزارش روابط عمومی نهاد نماینده ولی فقیه در استان فارس و امام جمعه شیراز، نماز جمعه ۱۰ مهر ماه ۱۴۰۵ سومین حرم اهل بیت (ع) در ایران اسلامی به امامت حضرت آیت الله دژکام و با حضور اقشار مختلف مردم شریف شیراز برگزار گردید.
متن کامل خطبههای نماز جمعه شیراز را در ادامه میخوانید:
بسماللهالرحمنالرحیم
خودم و همه شما برادران و خواهران ایمانی را به تقوا، پرهیزکاری و خداترسی توصیه میکنم؛ «اتَّقُوا اللهَ عِبادَ الله».
در ادامه بحث «خطبه متقین» امیرالمؤمنین علی (ع)، آن حضرت فرمودند «وَ أَمَّا النَّهَارَ فَحُلَمَاءُ عُلَمَاءُ أَبْرَارٌ أَتْقِیَاءُ». سخن ما درباره ویژگیهای انسانهای باتقوا در برنامههای روزانهشان بود؛ گفتیم رفتار انسان باتقوا عالمانه، عاقلانه و بردبارانه است و در نهایت، نیکوکارانه است. در باب نیکوکاری صحبت میکردیم؛ چرا که نمیشود کسی باتقوا باشد اما رفتارش نیک نباشد؛ یعنی عمداً کارهای فاجرانه از او سر بزند و اهل فجور باشد. البته گاهی شیطان فریب میدهد و انسان فوراً توبه میکند؛ اما اینکه بگوییم «عادتش است» و به تعبیر عامیانه بگوییم «جنسش اینطور است»، باید گفت که انسان باتقوا جنس و فلزش خراب نمیشود. ممکن است خدای ناکرده گاهی شیطان فریبش دهد، اما اگر کار خلافی کرد، فوراً جبران میکند.
حالا در باب رفتارهای نیکوکارانه باید به این مسئله توجه داشته باشیم که نیکی و نیکوکاری، همیشه نسبت به فردی انجام میشود. گاهی انسان به خودش خوبی میکند؛ مثلاً نماز خواندن کار نیکی است که خیرش به خودِ انسان میرسد. گاهی انسان به برادر و خواهر مؤمنش نیکی میرساند؛ همه اینها باید انجام شود. اگرچه وقتی ما به دیگران خیر و نیکی میرسانیم، در واقع ثواب کار نصیب خودمان میشود، اما دیگری هم به خیر میرسد و بهرهمند میشود. ما عموماً وقتی در ادبیات فارسی از نیکوکاری سخن میگوییم، نوع دوم مدنظرمان است؛ یعنی به دیگران خیر رساندن. در حالی که قسمت اول، یعنی انسان برای خودش کار کند، نماز بخواند و روزه بگیرد، از شرایطِ «اَبرار» است و این نکتهای است که نباید فراموش کنیم.
روایتی را از کتاب شریف «عُدَّهُ الدّاعی» از جناب «ابنفهد حلی» یادداشت کردهام که خدمت شما تقدیم کنم. تجربه بنده این است که نویسنده کتاب هر که باشد، وقتی آن را میخوانیم روی انسان تأثیر میگذارد. این روایت را در کتب دیگر هم میشود پیدا کرد، ولی «عُدَّهُ الدّاعی» از کتابهایی است که در عرفان عملی شیعی بسیار مهم است؛ یعنی نویسنده در مقام معنوی خاصی بوده و این تأثیر در قلم و کتابش نهفته است و حسّش به انسان منتقل میشود. برخی از روایات را از این کتاب شریف، بنده به تدریج خدمت شما عرض میکنم و امیدوارم تأثیر قلم این عارف بزرگ، انشاءالله در جامعه ما بیشتر دیده شود.
روایت از امام صادق (ع) است؛ یکی از اصحاب خدمت امام ششم آمد و عرض کرد: یابنرسولالله! «اَلمُؤمِنُ رَحمَهٌ»؟ (آیا مؤمن رحمت است؟) امروز شما نشستهاید و هر طرف نگاه کنید، مؤمنین اطراف شما هستند؛ آیا این رحمت است؟ یعنی بین مؤمنین نشستن برای آدم رحمت میآورد و با مؤمن حرف زدن رحمت میآورد؟ امام صادق (ع) در پاسخ فرمود «بله، مسلماً مؤمن رحمت است».
جوانترها! قدر ساعتی را که پیش یک آدم مؤمنِ درست و حسابی مینشینید، بدانید که خیلی برکت دارد؛ حالا چه برسد به اینکه انسان بتواند به آن مؤمن خدمتی کند. ما به یاد داریم -و البته حالا هم هست، ولی آن موقع در شهر شیراز جلوه بیشتری داشت- که چقدر متدینین دوست داشتند به طلاب علوم دینی خدمت کنند. بنده امروز میخواهم بگویم دانشجویان هم به شرح ایضا هستند؛ دانشجویی که از خانواده و پدر و مادر جدا شده است، مؤمنین شهر باید به او خیر برسانند. یک جوان دانشجوی محترم یا یک سرباز عزیز وقتی اینجا میآید، باید احساس کند که مؤمنین شهر به عنوان رحمتی که شامل حالشان شده، به او نگاه میکنند. یا طلبهای که از خانه فاصله دارد، یا سربازی که از فلان گوشه کشور آمده، یا دانشجویی که از شهری دیگر آمده؛ اینها مهمان شما هستند و مسلمان و مؤمناند. آیا نسبت به این مؤمنین گرهگشایی میکنید؟ «اَبرار» یعنی کسانی که به این افراد خیر میرسانند.
امروز همزمان با بازگشایی دانشگاهها است و بنده به عزیزان در دانشگاهها عرض کردم که از اینها حُسن استقبال داشته باشید؛ از خودمان نمیگوییم، روایت است که فرموده «مؤمن رحمتی است که بر شما نازل شده است».
امام صادق(ع) فرمود اگر یک مؤمنی بیاید پیش یک برادر دینی و کاری داشته باشد؛ آقایان مسئولین ادارات، آقایان بانکها و ادارات مختلف، توجه فرمایید! اگر اربابرجوعی وارد اداره میشود و گرفتاری و نیازی دارد -که اگر نداشت نمیآمد- و حالا که آمده، ببینید اگر ما واقعاً پیرو امیرالمؤمنین و ائمه اطهار باشیم، حسمان با این مؤمنی که وارد اداره میشود چه باید باشد؟ حضرت فرمود آنکه وارد میشود، رحمتی است که خدا برای شما فرستاده است. رحمت است؛ بیحوصلگی نکنید! خدا میخواهد به شما چیزی بدهد، اما گویی با غیظ برخورد میکنید. بعد میفرماید نیاز و کاری که طرف دارد، اگر کار این برادر یا خواهر دینی را انجام دادی، رحمت الهی شامل حال شما میشود.
عزیزان فراجا در کلانتریها؛ مرتب مواجه هستید با اینکه رحمت سراغ شما میآید و این رحمت است. از قدیم میگفتند دختر رحمت است و باید برایش زحمت بکشید تا با حیثیت و آبرو به خانه شوهر برود؛ در کلانتریها هم مراجعهکننده به شما، «رحمت» است.
کار دارد و امام صادق (ع) فرمود اگر شما کار او را انجام دادید، رحمت الهی را بر خودتان نازل کردید. آیا این روحیه هست یا نیست؟ بله هست! یک سرهنگ تمام از فراجا یک کار خیری انجام داده بود که بنده شنیدم و از ایشان تشکر کردم. او گفت من بازنشسته شده ام و دیگر فرصت خدمت برایم نیست، اما رفتم در بخش دیگری که بازنشستگان میتوانند فعالیت کنند کار میکنم و دعا کن تا شهید شوم و پیراهن خدمت را سرخ از تنم بیرون آورم. بنده باورم نمیشد که چنین علاقهای به خدمت به خلق خدا باشد که آرزو کند در لباس خدمت شهید شود. اینها هستند و برای روز قیامت حجت هستند؛ خدا میگوید مگر چنین کسانی نبودند؟ پس بقیه چرا مثل آنها عمل نکردند؟ این حجت است برای روز قیامت و خودش رحمت الهی را پذیرفته و غرق در نعمت کرده است.
حالا اگر خدای ناکرده میتواند انجام دهد ولی نمیکند؛ ببینید یک زمان قانون اجازه نمیدهد و نمیتواند، نه اینکه نخواهد؛ اما یک زمان قانوناً راه دارد ولی متأسفانه سختگیری میکند و کار را انجام نمیدهد. فرمود نعمتی که میخواست شامل حالش بشود، خدا از او برمیگرداند. گاهی مواردی در زندگی ما پیش میآید که سؤال میپرسیم چرا این اتفاق افتاد؟ رحمتی سراغ ما آمد و آن را کنار زدیم و شرّ آن، گردنمان را میگیرد.
نکته بعدی در همین حدیث میفرماید اگر کسی راه بیفتد با برادر دینی و خواهر مسلمانش که کارش را در مجموعهای کمک دهد تا حل شود -قابل توجه آنهایی که کارگشایی یا وکالت میکنند- انصاف دهند که برای آنها مهم است. فرموده که میرود دنبال کارش اما میگوید «شد شد، نشد نشد.» اگر کار کسی را به عهده میگیرید، کاملاً خیرخواهانه باید تا آخر ادامه دهید. بنده گاهی در «میز خدمت» مینشینم و دوستان میگویند نامهای بنویس تا مراجعهکننده بگیرد و برود (یعنی از سرِ خودم باز کنم)، اما بنده میگویم «تماس بگیرید و پیگیری کنید تا مسئلهاش حل شود.» اگر نشستهای و میخواهی بگویی خدمت میکنم، امام صادق (ع) میفرماید که باید کاملاً خیرخواهی کنید.
بنده شنیدهام گاهی اوقات وکیل محترمی یک ملک را میتواند برگرداند و میگوید نصف ملک را میگیرم تا این کار را انجام دهم. این چه کاری است؟ شما وکالت میکنید و در حدی که میشود انصاف دهید؛ البته خرج دارند، زندگی دارند و بنده نمیگویم مجانی انجام دهند، اما باید متعارف باشد.
سعدی در گلستان فرمود “شنیدم گوسپندی را بزرگی / رهانید از دهان و دستِ گرگی … شبانگه کارد در حلقش بمالید / روانِ گوسپند از وی بنالید … که از چنگالِ گرگم در ربودی / چو دیدم عاقبت، خود گرگ بودی”.
کار مردم را میخواهیم انجام دهیم؛ نمیگویم مجانی انجام دهید که نمیشود و زندگی دارد، اما کاری نکنیم که طرف بیشتر ضرر کند. انصاف دهیم؛ پیروان علی (ع) اَبرار هستند و نیکوکاری اینگونه است. امام صادق (ع) در ادامه روایت فرمود اگر کمالِ خیرخواهی را به خرج ندهد، به خدای متعال خیانت کرده است و به پیامبر و امیرالمؤمنین خیانت کرده است؛ چون مؤمن به آنهاست ولی کارش را درست انجام نمیدهد. این روایات را اگر مرتب بخوانیم، خیلی اوقات باید سرمان را پایین بیندازیم؛ چون آنطور که اهلبیت (ع) میخواهند، با هم رفتار نمیکنیم.
مورد سوم فرمود که اگر کسی از شیعه ما، یکی از برادران دینیاش آمد و از او کمک خواست و این شخص میتواند کمک کند اما کمک نمیکند، فرموده همین کاری که برای برادر دینیاش انجام نمیدهد، خدا او را به روزی میرساند که برای دشمنان خدا انجام دهد و میشود «اَعوانُ الظَّلَمَه» (یاوران ظالم). کسی که میتوانست از «اَبرار» شود. پناه میبریم به خدا از عذاب «اَعوان الظلمه». به ظالم کمک میدهد، برای اینکه به برادر دینیاش کمک نکرد؛ و به روزی میرسد که روی زورِ ظالم رفته است. در همین قضایای اخیر، کسانی که اعدام میشوند، روزی میتوانستند خدمتگزار برای کشورشان باشند؛ اما «نه» گفتند و در فضای مجازی به دنبال فلانی بودند و ببینید به چه روزی افتادهاند! این اولِ جهنمِ آخرتشان است؛ حواسمان باشد.
و نکته پایانی حدیث فرمود «وَ مَنْ حَقَّرَ مُؤْمِناً فَقِیراً». کسی پیش شما میآید که مؤمن است اما دستوبالش تنگ است و فقیر است، یا کسی میآید که ثروتمند است؛ هر دو مؤمن هستند و میبینید برای آن که پولدار است بلند میشوند و آن کسی که ندارد را تحویل نمیگیرند و تحقیرش میکنند. اگر ما یک مؤمنِ مسلمانی را تحقیر کنیم به این دلیل که ندارد، و آقای پولدار را تجلیل کنیم؛ امام صادق (ع) فرمود به خاطر کوچک شمردن یک مسلمانی که فقیر است و چیزی ندارد، روز قیامت خدای متعال کسی را که تحقیر کرده، جلوی چشم همه نگه میدارد و میگوید حالا شما تحقیرش کنید که در دنیا یک مؤمن را تحقیر کردی.
پس کارمان حسابوکتاب دارد؛ امروز انجام میدهیم و فردا باید پاسخ دهیم و به این نکات توجه داشته باشیم.
بار دیگر خودم و همه شما برادران و خواهران ایمانی را به رعایت تقوا، پرهیزگاری و خداترسی توصیه میکنم؛ «اتَّقُوا اللهَ عِبادَ الله».
چند نکته هست که در خطبه دوم بایستی مختصراً خدمت شما تقدیم کنم؛ نخست اینکه در ایام هفته فراجا و روز فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی قرار داریم. پیش از خطبهها، همگی از بیانات فرمانده محترم فراجا در استان فارس بهره بردیم. بنده میخواهم در ابتدا به عزیزان فراجا، از فرماندهی تا آن کسی که افتخار یافته در پاسگاهی در گوشهای از کشور، برای امنیت و نظم جمهوری اسلامی خدمت کند، تبریک بگویم که همه اینها مایه افتخار است.
در خطبه اول در خصوص خدمت به مردم عرض کردم؛ چه خدمتی بالاتر از ایجاد نظم و امنیت که همه مؤمنین در نظام جمهوری اسلامی از آن بهرهمند میشوند. از این جهت، نظم و امنیت، هدیه فراجا به جامعه دینی ماست که ما از تلاش، زحمات و خدمات این عزیزان سپاسگزاریم و به روح شهدای عزیز فراجا درود میفرستیم.
در سالهای اخیر، دشمن بهصورت ویژه فرماندهی انتظامی ما را مورد حمله قرار داده است و بحث فقط مأموریتهای داخلی نیست؛ وقتی دشمن، ستاد نیروی انتظامی و فرماندهی ما را میزند، یعنی مستقیماً وارد جنگ با درون جامعه ما شده است، چون وظیفه فرماندهی انتظامی، حفظ امنیت درون کشور است. در عین حال میبینید ناجوانمردانه حمله میکنند و شهدای عزیزی در این مسیر تقدیم شده است. به پیشگاه خدای متعال، به روح همه شهدای فراجا درود میفرستیم و برای خانوادهها و بازماندگان آنها، عزت، عظمت، سعادت و خیر دنیا و آخرت طلب میکنیم و برای خدمتگزاران نظام جمهوری اسلامی در مجموعه فراجا دعا میکنیم که خداوند عزت دنیا و آخرت را به آنها عنایت فرماید.
نکته دوم؛ چهارشنبه هفته آینده «روز روستا و عشایر» است. میدانید که نقش روستا و عشایر چقدر در تولید و استقلال اقتصادی ما مهم است. اگر عشایر نباشند، از مراتع گسترده کشور ما اصلاً بهرهبرداری نمیشود. آنها با قدرت و تجربه چندقرنی خود، برای تولید گوشت و پروار کردن دام، تا قله کوهها بالا میروند و اگر نباشند، ما باید همه این تولیدات را وارد میکردیم. باید بهصورت ویژه قدردان نقش عشایر در تولیدات دامی و نقش روستاها در تولیدات کشاورزی باشیم.
سیاستگذاریها برای آبادی روستاها باید تقویت شود. متأسفانه در استان فارس روستاهای متروکه زیادی داریم که دلیل آن جهات مختلفی مانند مشکل آب و غیره است؛ باید تلاش کنیم روستا آباد شود، چرا که «دهِ خراب به درد نمیخورد و دهِ آباد به کار میآید». این برنامهریزی باید جدی باشد. معاونتها و ادارهکلهایی در استانداری موظف هستند و خواهش میکنیم بقیه ادارات کل را نیز به فعالیت وادار کنند. جهاد باید ویژه به میدان بیاید؛ ما در جنگ هستیم و یک قسمت آن، جنگ اقتصادی است که نقش روستا و عشایر در پیروزی ما در این میدان، کلیدی است و امیدواریم در این راستا بیش از پیش تلاش شود.
همینجا میخواهم از رژه عشایری فارس که پنجشنبه گذشته در مراسم بزرگ جانفدایان شیراز برگزار شد، تشکر کنم. در آن مراسم در خدمت مدیران و مسئولان استان، استاندار و فرماندهان نظامی و انتظامی بودیم. همه از این تشکل عظیم و قوی لذت بردند؛ عشایر غیور، چه با تفنگهای جنگی که با همکاری بسیج در اختیار داشتند و چه تفنگهای شکاری خود، آمدند تا به ترامپ، نتانیاهو و همه کسانی که ممکن است چشم طمع به گوشهای از ایران داشته باشند، اعلام کنند که عشایر، وجببهوجب کشور را حراست میکنند و نمیگذارند دشمن به اهدافش دست یابد.
و اما نکته پایانی سخنم؛ در رابطه با اجلاس سراسری نماز که در مشهد مقدس برگزار شد. امسال پیام رهبر عالیقدرمان، حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای، الحمدلله برای این اجلاس صادر شد که از جامعیتی برخوردار است که شایسته قلم شیوای ایشان است. به حمدالله ما اگر رهبر شهیدمان را از دست دادیم توانمندی های آن پدر در این پسر کاملا مشاهده می شود و این قلم شیوا با یک جامعیتی در رابطه با نماز داد سخن دادند.
رهبر معظم انقلاب فرمودند «اقامه نماز نقش ویژهای در جهاد، فتح و ظفر در میدانهای مبارزهای که امروز پیش روی ملت ایران است، دارد.»؛ یعنی نماز خواندن باعث فتح و پیروزی میشود. این سخن رهبر عزیزمان از قرآن کریم نشأت گرفته است. همانطور که ایشان فرمودند معادله اهل دنیا میگوید ما قدرت چهارم هستیم، اما معادله معنوی و الهی میگوید ایران قدرت اول است. اینجا هم میخواهد معادلات را به هم بزند. ما برای پیروزی میگوییم تفنگ، موشک، پهپاد و ادوات زرهی میخواهد و خدا هم در قرآن فرموده آماده کنید «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ» (آیه ۶۰ سوره انفال)؛ اما قرآن نازل شده است تا به بشریت یادآوری کند که این عالم به دست قدرت الهی اداره میشود. لشکریان خدا اگر حرکت کنند، هیچ موشک و بمبی جلویشان را نمیگیرد. اگر میخواهیم لشکر خدا شویم، مگر میشود نماز نخوانیم؟ لشکر خدا نمازخوان است و عبادت خدا میکند.
در قرآن کریم، در آیه ۴۵ سوره بقره، خداوند میفرماید «وَاسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاهِ»؛ مردم برای رسیدن به اهدافتان از نماز کمک بگیرید. آنچه آقا فرمودند، برداشت از همین آیه مبارکه است.
میخواهید خدا در جنگ به شما کمک کند؟ «وَلَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ» (آیه ۴۰ سوره حج)؛ هرکس خدا را یاری کند، خدا او را در جنگ پیروز میکند. چه کسی خدا را یاری میکند؟ این سوال را از همه دانش آموزان و دانشجویان کنید کسی که کمک خدا می دهد چه ویژگی دارد؟در آیه ۴۱ سوره حج خدای متعال میفرماید «الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاهَ»، نمازخوانها کمککنندگان به خدا هستند. پس باید به اقامه نماز به عنوان عامل پیروزی توجه داشته باشیم.
در ایامی که گذشت، دو جلسه داشتم؛ یکی خدمت مدیران آموزش و پرورش و دیگری با مدیران آموزش عالی. مکرر خدمت عزیزان و همینطور در شهرستانها گفتم که به نماز اهمیت دهید. اگر از وضعیت موجود گلایه دارید، نماز، نماز، نماز! خدا گفته از نماز کمک بگیرید؛ ما کارهای دیگری انجام میدهیم که اثر نماز را نخواهند داشت. نماز را باید بخوانیم، البته بقیه کارها نیز طبق وظیفه شرعی باید انجام شود.
نکته سوم؛ ما در جنگ فرهنگی و اجتماعی هستیم. روزی نیست که مؤمنین در خصوص آسیب های فرهنگی و اجتماعی گلهمند نباشند. رهبر شهید و رهبر فعلی فرمودهاند جنگ دشمن علیه ما، جنگ فرهنگی و اجتماعی است. راه حل پیروزی در این جنگ، نماز است؛ قرآن میفرماید «إِنَّ الصَّلَاهَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْکَرِ» (آیه ۴۵ سوره عنکبوت). اگر میخواهید جلو فحشا و منکر را بگیرید، به اقامه نماز اهمیت دهید. نماز را که رها کنیم، نتیجهاش انعکاس همین رفتارهایی است که میبینید.
نکتهای بگویم که در اجلاس سراسری نماز نیز یکی از محترمین فرموده بود. اهمیت نماز به این معنا نیست که کار دیگری نکنیم. برای حل مشکلات فرهنگی و اجتماعی، بستهای از کارها باید انجام شود. به مسئول آموزش و پرورش نمیتوان گفت در خیابان دستگیر کن؛ او باید در آموزش و پرورش به نماز اهمیت دهد. به کسی که در فرماندهی انتظامی است میگوییم موارد امنیتی را دنبال کند؛ اینها با هم تضاد ندارند و همدیگر را تکمیل میکنند. برخی خود را پنهان میکنند و پشت سر فراجا میاندازند که چرا کار نمیکند؟؛ اما آیا خودشان وظیفهشان را به درستی انجام میدهند؟
کار فرهنگی را مسئول فرهنگی باید انجام دهد و کار انتظامی و امنیتی را مسئولش؛ این تقسیم کار را باید جدی بگیریم. برخی میگویند این موارد با قانون و دستور حل نمیشود و کار فرهنگی میخواهد؛ دیگری پاسخ میدهد اما نباید گلههای سیاسی را وسط جامعه بیاوریم؛ چرا که اگر رقابتها را اینجا تسویه کنیم، کارمان زمین میماند. باید با تقسیم کار، با آسیبهای اجتماعی و مسائل بغرنج فرهنگی برخورد کنیم.
در پایان، تشکری دارم از ریاست محترم قوه قضاییه، حضرت حجتالاسلاموالمسلمین اژهای که به مسئولان قضایی یادآور شدند که باید برای مسائل کوچه و خیابان فکری کنیم. مسئولیت با دادستان محترم به عنوان مدعیالعموم است. البته این کار سلیقه میخواهد و باید هماهنگیهای لازم انجام شود، اما بخشی از کار متوجه دستگاه قضایی است و ریاست قوه نیز تصریحاً دستور دادهاند و این مطالبهای است که ایشان داشتهاند.
نهایتاً در مسئله اقتصادی؛ نماز با مسئله اقتصادی رابطه دارد و فرمودهاند نماز بخوانید تا خدا به روزی شما برکت دهد.
بنده حدیث و آیه نمیخوانم و فقط داستانی از همین شیراز میگویم؛ اوایلی که در سپاه سربازی میکردم، با فرماندهی سپاه ناحیه برای طرحی عمرانی به شیراز آمدم. جوانِ مهندسِ طراحِ پروژه به من گفت وضعم خیلی خراب بود، دفتر کار داشتم اما هیچ مشتری نداشتم؛ نان خوردن نداشتم و خیلی ناراحت بودم. در کوچه امان با نارحتی راه می رفتم که یکی از پیرزنهای همسایه احوالپرسی کرد و گفت اگر گرفتاری، دو رکعت نماز در «آقام شهید» بخوان، گره کارت حل میشود. گفت چون خسته بودم و وضعم مناسب نبود، رفتم امامزادهای که پایین فیروزآباد است؛ دو رکعت نماز را خواندم. هنوز در بازگشت وارد شهر شیراز نشده بودم که تلفنم زنگ خورد و اولین پروژهای که به من دادند، سایتِ خودِ «آقام شهید» بود. آن جوان گفت هر چه دلت بخواهد، بعد از آن با دو رکعت نماز به من رسیده است.
مردم! نماز خواندن و توسل داشتن اثر دارد. اگر میخواهید وضع اقتصادیتان خوب شود، نگویید فقط صبح تا شب میدویم و تلاش میکنیم؛ بله، تلاش کنید، اما بگویید خدایا به امید تو دنبال کار میروم و تو به آن برکت بده.
دیدگاهتان را بنویسید