جمعه, 2 مرداد , 1405
6:20 ب.ظ
بیانات آیت الله دژکام در خطبه های نماز جمعه ۲ مرداد ماه ۱۴۰۵
به گزارش روابط عمومی نهاد نماینده ولی فقیه در فارس و امام جمعه شیراز، نماز جمعه ۲ مرداد ماه ۱۴۰۵ سومین حرم اهل بیت (ع) در ایران اسلامی به امامت حضرت آیت الله دژکام و با حضور اقشار مختلف مردم شریف شیراز برگزار گردید.
متن کامل خطبههای نماز جمعه شیراز را در ادامه میخوانید:
بسماللهالرحمنالرحیم
خودم و همه شما برادران و خواهران ایمانی را به تقوا، پرهیزکاری و خداترسی توصیه میکنم؛ اتقوا الله عباد الله.
در ادامه خطبه نورانی امیرالمؤمنین که صفات متقین را در نهجالبلاغه بیان فرمودند، حضرت میفرماید «أَمَّا اللَّیْلَ فَصَافُّونَ أَقْدَامَهُمْ، تَالِینَ لِأَجْزَاءِ الْقُرْآنِ یُرَتِّلُونَهَا تَرْتِیلًا، یُحَزِّنُونَ بِهِ أَنْفُسَهُمْ». یعنی افراد باتقوا برای شبهایشان برنامه دارند و برای روزهایشان هم برنامه دارند. اینکه در نهایت، در عالم دیگر احساس میکنند وقتشان را هدر ندادهاند، علتش این است.
اما برنامه شبانگاهی انسانهای باتقوا چیست؟ میفرماید که شب را برای عبادت قرار دادهاند «أمّا اللّیل فصافّون». صف بستهاند برای بندگی خدا. صف بستن، نه به معنای اجتماعی؛ یعنی ایستادهاند، با همان هیئتی که در نماز میایستید. این نوع ایستادن در نماز را اگر دقت کرده باشید، مستحب است انسان حتی فاصله پاها را هم تنظیم کند؛ گفتهاند چگونه باشد. به گونهای ظاهر بدن را تنظیم میکنیم که دل متوجه عالم دیگری باشد، از پراکندگی خیال بیرون بیاییم و دل ما یکدله شود؛ هرچه غیر از خدا هست را برای دقایقی کنار بگذاریم.
«أمّا اللّیل فصافّون»، ایستادهاند و مشغول تلاوت قرآن هستند.اینجا در معنای عبارت، بزرگان و مفسرین نهجالبلاغه فرمودهاند که تلاوت و ترتیل قرآن در دل شب، در نماز، ممکن است؛ یعنی کسی که نماز شب میخواند، سورههای مختلف قرآن را در ضمن خواندن نماز شب تلاوت کند و پیش ببرد.
یادم میآید ـ خدا به ما توفیق بدهد بتوانیم اینها را عمل کنیم؛ چیزی که آدم عمل نمیکند، گفتنش خوب نیست ـ اما جناب شیخ بهایی اعلیالله مقامه الشریف، در کتاب مفتاح الفلاح فرموده است که مستحب است برای کسی که میتواند، در نماز شب سورههای طوال بخواند؛ سورههای طولانی، مثل سوره بقره و سوره آلعمران را تلاوت کند.حالا کسی نماز شب میخواند؛ وقتی حمدش را خواند، سورهاش را مثلاً از اینها شروع کند، از آن هفت سوره اول که سُوَر طوال هستند. ایشان فرمودهاند که برای کسانی که شب احیا دارند، و شبهای زمستان هم طولانی است، این شدنی است؛ وگرنه افراد عادی شاید در غیر آن مواقع نتوانند. اما این، بله، مثلاً کسی نشسته و میگوید حالا که میخواهم بیدار باشم، چه بهتر که هم در حال نماز باشم و هم سوره قرآن بخوانم. «فصافّون»؛ آدم باتقوا صف میکشد برای نماز خواندن در دل شب، به این شکل.
«تالینَ لأجزاءِ القرآن»؛ قسمتهایی از قرآن را در نمازش میخواند. اینها وقتی قرآن میخوانند، چگونه میخوانند؟ «یُحزّنونَ به أنفسَهم» بنده دلم میخواهد بعضی از نکاتی را که عرض میکنم، شما که شیرازی هستید و نکتهسنجید، گوش بدهید. ببینید، تلاوت قرآن در روزگار ما متداول شده است، اما بعضی از تلاوتها هرچه گوش میدهیم، دل آدم نمیشکند. امیرالمؤمنین میفرماید دل شبِ افراد باتقوا قرآن خواندن است اما وقتی قرآن میخواند، چه میشود؟ دلش میشکند، اشکش میریزد.
«إنّ هذا القرآن أُنزِلَ بالحُزن»؛ این قرآن با حزن نازل شده است. وقتی میخوانید، سعی کنید این حزن را در خودتان ایجاد کنید.حالا این حزن، آیا نوع تلاوت در حزنآلود بودن تأثیر میگذارد؟ بله، بعضی از تلاوتها حزین است.
از جمله تلاوتهایی که بنده شنیدهام، و دلم میخواهد آنهایی که سفر اربعین میروند در حرم امیرالمؤمنین دقت کنند، تلاوت در حرم خود حضرت است. این از عجایب است. بنده دو سه بار هم به بعضی از این دوستانی که اهل کار تلاوت قرآن و اینها هستند گفتهام: میشود مثل نزد امیرالمؤمنین بخوانید؟ یک سبک دیگری است. وقتی گوش میدهید، حزن ایجاد میکند. سحر، در حرم امیرالمؤمنین که مشرف میشوید، قرآنِ قبل از اذان صبح را گوش بدهید؛ حال دیگری دارد. در حرم امیرالمؤمنین(ع) انگار از هر روی، قاری هم اثر میپذیرد که آقا، درست بخوان؛ آمدهای در حرم کسی که شریک القرآن است.«یُحزّنونَ به أنفسَهم»؛ حالت حزن در تلاوت هست. سوره مبارکه مریم را در همین سفر اخیر که بنده مشرف شده بودم برای زیارت، داشت میخواند و برایم اسمش را پیدا کردند؛ از قرّاء بزرگوار خود نجف بود. اصلاً این یک نوع دیگری از تلاوت است.
برادرها، خواهرها، شیراز در تاریخ مشهور بوده است به اینکه تلاوتهای شیراز ـ و در حرم حضرت احمد بن موسی(ع) هم از همان سنخ بوده ـ یعنی وقتی صدای تلاوت را میشنوید، از زیباییاش آدم لذت میبرد، ولی یک حزنی هم ایجاد میکند. این نوع تلاوت را نباید فراموش کنیم.
امیرالمؤمنین(ع) در خطبه متقین میفرماید «أمّا اللّیل فصافّون، تالینَ لأجزاءِ القرآن، یُحزّنونَ به أنفسَهم»، در حالی که تلاوت قرآن میکنند، اشک میریزند، «وَ یَسْتَثِیرُونَ بِهِ دَوَاءَ دَائِهِمْ». قرآن شفا است؛ هر دردی دارند، میآورند در پیشگاه قرآن تا شفا بگیرند. دوای دردشان را در قرآن پیدا میکنند. متقی اینگونه است.
دلم میخواست دو حدیث خدمت شما تقدیم کنم و یک نکته ناظر به شیراز و اینکه ما در شیراز، از این فرهنگ غنی که وجود دارد اگر حُسن استفاده نکنیم، خودمان هم مغبون خواهیم شد و ضرر خواهیم کرد.
حدیث اول؛ یک نفر خدمت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام آمد و سؤال کرد که اگر کسی در دل شب، قرآن بخواند، «و رتّل القرآن ترتیلاً» چه فایده و ثوابی دارد؟ حضرت فرمود: «أبشر»؛ بشارت بر تو باد. اینگونه توفیقی داری که شب قرآن میخوانی؛ حالا در نماز یا به صورت مستقل از نماز، نشسته چند صفحه قرآن میخواند در دل شب.بعد فرمود: «مَن صلّی من اللیل عُشرَ لیله». اگر کسی یکدهم طول شب را ـ همین الآن که تابستان است و شبها کوتاه است، تقریباً ده ساعت ـ در این ده ساعت، یکدهمش را، یعنی یک ساعتش را، اگر کسی مشغول شود به خواندن قرآن در نماز، «ابتغاءَ ثوابِ الله»، برای اینکه ثواب ببرد، میگوید خدایا، حالا در دل شب، هیچکس نیست، خودم هستم و تو؛ داریم قرآن میخوانیم.«قال الله للملائکه» خدای متعال به ملائکه دستور میدهد «اُکتبوا لعبدی هذا من الحسنات عدد ما أنبت فی اللیل». خدا به ملائکه میفرماید بنویسید برای این بنده من، در نامه عملش، چه؟ حالا ایستاده، در این ده ساعت طول شب، مثلاً یک ساعتش نماز میخواند و قرآن میخواند در ضمن نمازش؛ به اندازه هر دانهای که در این شب در اصلِ کره زمین ثبت شده باشد، ثواب در نامه عملش بنویسید و به اندازه هر برگی که بر درختی جوانه زده باشد، برایش بنویسید.
این روزها، آنهایی که اهل باغ هستند میدانند؛ یک فرصتِ جَوز و پایان جوزع ـ میگویند ـ جوش خاصی میزند درختها. شاخههای اصلیشان اتفاقاً همین ایام سبز میشود و از تنه میزند بیرون. به عدد هر شاخهای و هر برگی که بر درختی در جهان سبز میشود، خدای متعال میگوید برای کسی که ایستاده و در نماز شب خود قرآن میخواند، ثواب بنویسید.
و عددِ کلِّ قَصَبٍ و خُوصٍ و مَرٍّ؛ قَصَب، نی است؛ هر نیای که از دلِ نیزار سر برآورده، ثوابِ آن را برای این بنده در نامه عملش بنویسید. و خُوص که خَس است، باز نوعی گیاه است که در همان نیزارها میروید، و همینطور مَرّ که بهاصطلاح در چمنزارها و مرتعها میروید؛ هرچه از اینها بر کره زمین وجود دارد، انسانِ دلشب میتواند به تعدادشان برای خود ثواب کسب کند.چه کار کنیم؟ یکدهمِ شب را در نامه بیاوریم که عبادتِ خدا کنیم، نماز بخوانیم و قرآن بخوانیم. به نظر میرسد برای یکدهمِ شب، خیلی حضرت از اینجا شروع کردهاند؛ یعنی این کار شدنی است.
بعد فرمودهاند برای یکنهمش چقدر ثواب هست، برای یکهشتمش چقدر ثواب هست، تا برسد به شبهای احیا که این، الحمدلله، دیگر بهگونهای است که نمیشود گفت مؤمنین اصلاً چنین چیزی ندارند. پیروان امیرالمؤمنین شبِ شهادت امیرالمؤمنین را عموماً تا سحر بیدار هستند؛ خوش به حالشان.در این شبهای احیا، بارها عرض کردهام که به نماز در دل شب هم توجه کنید. همان شبها حتی گفتهام اگر نماز قضا دارید، نماز قضا بخوانید؛ انشاءالله ثوابش را به شما میدهند. یعنی هم نماز واجبِ خودت را، فریضهات را، خواندهای و هم، انشاءالله، این ثوابها را خدا بخیل نیست و به تو میدهد. میگوید بلند شده و دارد نماز میخواند؛ تا تمام شب اگر کسی مشغول باشد، حضرت در این روایت شریف که در کتاب فقیه مرحوم شیخ صدوق، اعلیالله مقامه الشریف، نقل کرده، فرمودهاند که هرکدام از اینها چه ثوابهایی دارد که از حدِّ گفتنِ من خارج است. انشاءالله اگر زنده بودیم، یک شب قدری این حدیث را بخوانیم.
نکته دیگر عرض کردم نسبت به شیراز؛ اگر حضرت فرمودهاند دلِ شبِ مؤمنین، فیض در شیراز از برکتِ اولادِ حضرت موسی بن جعفر(ع) بیش از جاهای دیگر است؛ بنده مقالهای را میدیدم که شما میتوانید در همین اینترنت پیدا کنید با عنوان «شب در شعر حافظ». یکی از اساتید بزرگ ادبیات فارسی و رئیس فرهنگستان ادب فارسی این را نوشته است. خودشان هم کسی هستند که اهلِ دلشباند، اهلِ ترجمه قرآناند و شخصیتِ بزرگواری هستند. ایشان این مقاله را نوشتهاند و ۴۸ غزلِ حافظ را که ناظر به شبخیزی و شبزندهداری است، در آنجا آورده و معرفی کردهاند.
ما اگر میگوییم حافظ، حافظِ قرآن بوده است؛ حافظِ قرآن، اهلِ دلِ شب بوده و گفته است «هرچه کردم همه از دولت قرآن کردم» و گفته «از وردِ سحری»؛ همه اینها را به دست آوردم. معلوم میشود اهلِ دلِ شب بوده است و معلوم میشود همین نکتهای که امیرالمؤمنین در نهجالبلاغه فرمودهاند، او پیگیر بوده که در زندگیِ خودش عمل کند.
تعبیرِ رهبرِ شهیدمان این بود که شیراز بهترین جایی است که دین و حماسه و هنر با هم تلفیق میشود. در هفتهای که گذشت و شبهایی که گذشت، ما یک صحنهای دیدیم که همینجا میخواهم تشکر کرده باشم از آنهایی که شبِ شعرِ عاشورا راه انداختند و چهلویکمین شبِ شعرِ عاشورا را در کشور در شیراز رقم زدند؛ که باز تلفیقِ همان دین و حماسه و هنر است همچنین شبِ شعرِ ایثار که مربوط به شهدا و خانوادههای معظم شهدا بود که هر دو این رویداد در هفته گذشته در شیراز رخ داد و جا دارد از همه آنهایی که این زحمتها را میکشند تشکر کنیم.
در این خطبه دوم، دو آیه از قرآن کریم را در نظر گرفتهام که به تناسب آنچه در اطراف ما از نظر سیاسی و جنبههای اداری کشور میگذرد، خدمت شما یادآوری کنم.
اولین آیه، آیه نهم از سوره مبارکه جمعه است؛ به مناسبت اینکه روز پنجم مردادماه که در هفته آینده می شود، در جمهوری اسلامی ایران «روز نماز جمعه» نام دارد. بالاخره جا دارد ما که در طول یک سال، پنجاه و چند خطبه را ایراد میکنیم و در تمامی خطبهها و سخنرانیهای پیش از خطبه به موضوعاتی غیر از خودِ نماز جمعه میپردازیم ـ یعنی هر مناسبتی، هر ادارهای و هر مجموعهای میگوید ما نیز کاری انجام دادهایم و باید درباره آن صحبت شود ـ یکبار هم، همگان به موضوع نماز جمعه بپردازند؛ نهادی که پیامبر اکرم (ص) برکات آن را برای جامعه ما قرار داده است تا بتوانیم موضوعات مربوط به کشور، شهر و جهان پیرامون خود را به بحث بگذاریم، در مورد آنها تصمیمگیری کنیم و اهداف خود را پیش ببریم. خودِ نماز جمعه نیز جا دارد که گاهی به آن پرداخته شود و حمایتهایی که سایر مجموعهها باید نسبت به نماز جمعه داشته باشند، مورد توجه قرار گیرد.
این روز به آن دلیل نامگذاری شده است که امام راحل، بنیانگذار نظام مقدس جمهوری اسلامی، در پنجم مردادماه اولین حکم نماز جمعه را پس از پیروزی انقلاب در تهران به نام مرحوم آیتالله طالقانی صادر کردند و این آیین آغاز شد؛ از این رو، این روز را روز نماز جمعه نامیدند.
شما مؤمنان که نمازگزاران جمعه هستید و مایه نورانیت و برکت این محفل میشوید، و نیز تمامی مدیران و مسئولان باید به این فکر باشند که به برگزاری نماز جمعه، آنگونه که شایسته نظام اسلامی است، کمک کنند برگزار شود تا این فرصت تبادل افکار و مسائل دینی، انشاءالله قویتر در جامعه ادامه پیدا کند.
در آیه نهم سوره مبارکه جمعه، که وجوب نماز جمعه را برای ما بیان میدارد، آمده است «یا أیُّها الّذینَ آمَنوا إذا نودِیَ للصَّلاهِ مِن یَومِ الجُمُعَهِ فـاسْعَوْا إلی ذِکرِ اللهِ». ای مؤمنان، هنگامی که ندای نماز جمعه بلند شد ـ که این ندا از جانب پیامبر اکرم (ص) و جانشینان ایشان است ـ بشتابید.
ما باید بدانیم منادی کیست. اگر یکی از ما بخواهد خطبه بخواند و نام امام زمان (عج) را نیاورد، میگوییم خطبه اشکال دارد؛ باید هر هفته نام ایشان برده شود، چرا که نماز جمعه از طرف آن حضرت است بنابراین، اکنون باید حواسمان باشد که وقتی ندای نماز جمعه بلند میشود، چه خبر است. «إذا نودِیَ» یعنی هنگامی که منادی صدا میزند؛ این اذان و ندا برای نماز جمعه است. ظهر جمعه که این ندا بلند میشود، خداوند فرموده است با تلاش و شتاب سعی کنید؛ «سعی» یعنی به تعبیر خودمانی، برای نماز جمعه بدوید، نه اینکه احساس شود حالا اگر شد، شد و اگر نشد، نرفتیم.
«فـاسْعَوْا إلی ذِکرِ اللهِ و ذَروا البَیعَ»؛ خرید و فروش را رها کنید. چون درگیر معاملات بازار هستید، دیگر مشغول معامله نباشید. «ذلِکُم خَیرٌ لَکُم إن کُنتُم تَعلَمون». این منادی که صدا میزند و دعوت میکند، از جانب پیامبر و جانشینان پیامبر است و ما باید قدر آن را بدانیم.
در ساختار نظام جمهوری اسلامی نیز میدانید که امامجمعه باید از طرف ولیّ امر تعیین شود. علت این امر چیست؟ برای اینکه آن ندا در نهایت از ناحیه آنان باشد. منادی در رأس، شخص خاتمالانبیاء محمد مصطفی (ص) است و امروز وجود مقدس حضرت ولیعصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفدا) است که فرمودهاند وقتی انشاءالله تشریف بیاورند، نماز جمعه را در کوفه اقامه خواهند کرد.
شما که این روزها به کربلا مشرف میشوید، حواستان باشد؛ در جلوی مسجد کوفه خیابانی هست که اگر نگاه کنید، در انتهای آن مسجد سهله قرار دارد که به چشم نمیآید. در روایات فرمودهاند هنگامی که حضرت میآیند تا در مسجد کوفه اقامه نماز کنند، صف نماز تا مسجد سهله ادامه مییابد؛ یعنی صفوف نماز از مسجد کوفه به مسجد سهله متصل میشود. انشاءالله که چشمهای ما آن روز و آن نماز را ببیند.
این اتفاقاتی که در پیرامون ما میگذرد، گاهی ما را به یاد این روایتها میاندازد؛ زیرا به امور آخرالزمانی شباهت دارد. باید حواسمان باشد؛ جنگ میشود، در اردن چنین است، در سوریه چنان است، و هرکجای دیگری که میگویند موشک شما به آنجا اصابت کرده است. ما که حدیث خواندهایم، وقتی این اخبار را میشنویم، برایمان بسامدی دارد که گویی شرایط کمی شبیه به آن پیشگوییها شده است حالا انشاءالله در آینده شباهتهای بیشتری تا زمان ظهور آشکار خواهد شد. اما باید حواسمان به این صحنه باشد؛ حضرت امروز پیروان، شیعیان و منتظران خود را دعوت میکند که بیایید و نماز بخوانید و برای ظهور آماده باشید. گفتهاند کسی که نماز صبحش را میخواند، برای اینکه بخواهد به نماز امام زمان (عج) برسد حرکت میکند، اما عدهای از بس شلوغ است به نماز نمیرسند
ما یک نماز نصر خواندیم که آقای شهیدمان اقامه کرد و کمی متوجه شدیم که بله، قضیه ممکن است اینگونه باشد. یک نماز نیز بر پیکر آقای شهیدمان خواندیم؛ گفتند در حرم حضرت معصومه (س) بعضیها گفتند ما متصل هستیم و از همینجا نماز بخوانید، تا جمکران؛ یعنی به فاصله دو فرسخ جمعیت ایستاده بود. اینها ما را به یاد آن روزها میاندازد که انشاءالله آینده جهان، آینده روشنی است.
کسی نگوید چنین میشود و چنان میشود؛ هرچه این ظالمان بکنند، در نهایت به حکم خدای متعال محکوم به شکست هستند و لشکر شما و پرچم شما که متعلق به امام زمان (عج) است، پیروز خواهد شد.
اما آیه دوم در سوره مبارکه حشر است؛ میخواهم بخشی از آیه هفتم را به شما یادآوری کنم که خدای متعال می فرماید «و ما آتاکُمُ الرَّسولُ فَخُذوهُ و ما نَهاکُم عَنهُ فَانتَهوا». برادران و خواهران، به همان اندازهای که گفتم این صحنههای اطراف ما به صحنههای آخرالزمانی شباهت دارد، به همان میزان مسئولیت ما نیز افزوده میشود.
قرآن و اسلام برای اینکه ما مسیر خود را به درستی طی کنیم، به ما برنامه دادهاند. اگر به برنامه قرآن عمل کنیم، هرچه برای ما پیش بیاید، چیزی جز خیر، سعادت و آبرومندی دنیا و آخرت نخواهد بود. اگر از این برنامه سرپیچی کنیم، هرچه بر سرمان بیاید تقصیر خودمان است، زیرا برنامه قرآن را زمین گذاشتهایم.
در روایات آمده است «وَیْحَ الْمُؤْمِنِ»؛ شگفتا از وضعیت مؤمن! شما مؤمنانی هستید که ویژگیتان اینگونه است که اگر بکشید پیروزید و اگر کشته شوید نیز پیروزید. هرچه بخواهند بر سر مؤمن بیاورند، خداوند چیزی جز پیروزی و عظمت برای او نخواسته است «و لله العزه و لرسوله و للمؤمنین». خداوند عزتمندی را به نام شما ثبت کرده است. دیگران هرچقدر میخواهند دست و پا بزنند؛ این ترامپ خبیث، این نتانیاهوی خبیثتر از ترامپ و دیگران، و این منافقانی که با آنها همراهی میکنند و جانب اسلام، حق و حقیقت را رها کردهاند، همگی جز سقوط در گودال آتش جهنم نصیبی نخواهند داشت.
حالا این برنامهای که قرآن کریم برای ما ترسیم کرده چیست؟ من استدعا میکنم از همه آنهایی که به تعبیر رهبر عزیزمان ـ میخواستم تعبیری انتخاب کنم، دیدم زیباتر از تعبیر ایشان پیدا نمیکنم ـ فرمودند «پیشگامان بصیرت». عدهای از عزیزان در جامعه ما هستند که پیشگامان بصیرتند. به تعبیر رهبر عزیز، عدهای دیگر نیز هستند که ایشان به آنها لقبی دادهاند تحت عنوان «دلسوزان ملت». هر دو طرف، تعبیری که رهبر معظم نسبت به آنها به کار بردهاند، تعبیری زیبا و محترمانه است.
بعضیها میگویند دلم برای ملت میسوزد، دیگری میگوید نه، بصیرت من اقتضا میکند که آنگونه رفتار کنم. بسیار خب، هر دو دسته را ببینید که رهبر معظم با چه آدابی از آنها نام میبرند. اگر ما میخواهیم آن پیروزی و عظمت را داشته باشیم، هر دو دسته بدون اینکه ذرهای بخواهند خدای نکرده کم و زیاد کنند، یا یکبار بیایند و یکبار نیایند، خیر؛ همگی به شرط اینکه از ولایت اطاعت کنند و حرف آخر و فصلالخطاب را سخن رهبر بدانند، مطمئن باشند که جز عزت و سعادت برای کشور رخ نخواهد داد.
رهبر شهیدمان بارها این را فرمودند که وقتی شما دارید از کشور اسلامی دفاع میکنید_که اکنون ما در حال دفاع هستیم_ تمامی این اقداماتی که انجام میدهیم و مثلاً این ۱۶ یا ۱۷ پایگاه آمریکا را هدف قرار میدهیم، هیچکدام جنبه حمله ابتدایی ندارد، بلکه او به میان امت اسلامی آمده و بیخود دخالت کرده است. اینها از جنگ جهانی اول به این سو حق نداشتند بیایند و دخالتهای بیجا کنند. ما داریم دفاع میکنیم و تا زمانی که اسرائیل نیز از صفحه روزگار محو شود، چیزی غیر از دفاع از کشور اسلامی رخ نداده است. ما که حمله نکردهایم؛ حمله یعنی اینکه به جایی برویم که در طول تاریخ اسلام متعلق به مسلمین نبوده است و بگوییم میخواهیم آنجا را بگیریم؛ ما این کار را نکردهایم.
ما میگوییم امت اسلامی، کشور اسلامی و شهرهای اسلامی باید در دست خود مسلمانان باشد. بنابراین کار ما دفاعی است. مدام نیایند بگویند شما جنگطلب هستید؛ این اقدامات، ولو با اسلحه در دست باشد، به معنای حمله ابتدایی نیست، بلکه به معنای دفاع است. ما داریم دفاع میکنیم. هیچ قراردادی که امضای یک مرجع تقلید در ذیل آن باشد، نه با اسرائیل داریم و نه با آمریکا؛ یعنی نایب امام زمان (عج) اجازه چنین قراردادهایی را نداده است. چون شنیدهام بعضیها گفتهاند با اینها قرارداد بستهایم؛ در مصر و جاهای دیگر بعضیها این حرفها را زده بودند. شما چه کاره هستید که قرارداد ببندید؟ این امت صاحب دارد، صاحبالزمان دارد. آیا به شما اجازه چنین کاری را داده است؟ اگر اجازه نداده است، باید به حکم خدا بازگردید.
هیچیک از اینها حق حضور در منطقه ما را ندارند. اینکه امام راحل فرمود اسرائیل باید از نقشه جغرافیا محو شود، به این دلیل بود که آنها حق ندارند بیایند و در کشور اسلامی تصرف کنند؛ قضیه اینگونه است.
این قاعده دینی است. امروز من و شما در حال دفاع هستیم؛ در یمن در حال دفاع هستند، در لبنان در حال دفاع هستند، در عراق در حال دفاع هستند. هرکس در جبهه مقاومت اسلحه به دست میگیرد، دارد دفاع میکند. بروند ظلمشان را کوتاه کنند؛ چه کسی به دنبال جنگ با آنها بوده است؟ مدام بعضیها حرفهایی میزنند که ما باید صلحطلب باشیم. مگر ما جنگطلب بودهایم؟ به کشورمان هجوم آورده و دارد ما را نابود میکند، آنوقت بیغیرتی نشان دهیم و بگوییم ما چیزی نمیگوییم؟ این بیغیرتی را هیچگاه هیچ ایرانیِ با شرفی برای خود نمیپسندد.
رهبر شهیدمان فرمود وقتی شما دارید دفاع میکنید، اگر یک چیز را تضمین کنید؛ یعنی «وحدت حول محور ولایت»، این را قول بدهید.همین حالا تصمیم بگیرید؛ در هر جا، شب، در خیابان یا هر کجای دیگر که باشید. ببینید، ما هیچ بحثی با یکدیگر نداریم؛ همگی ما مطیع رهبر هستیم و همگی یک حرف را خواهیم زد.
ایشان فرمودهاند پیروزی حتمی و قطعی است؛ هیچکس شک نکند که آیا میشود یا نمیشود، چرا که پیروزی حتمی است.بنابراین، بار دیگر متواضعانه و برادرانه از تکتک کسانی که ممکن است تحلیلهایی در ذهنشان داشته باشند ـ خواه از سنخ آن بصیرتهایی که شاید بعضیها ندارند، و خواه از سنخ آن وطندوستیها و ملتدوستیهایی که بعضی دیگر ندارند ـ تقاضا میکنم؛ اما همه ما باید بگوییم که ما یک حرف بیشتر نداریم و آن این است که باید مطیع رهبر عظیمالشأن انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای باشیم.
دیدگاهتان را بنویسید