جمعه, 26 تیر , 1405
2:15 ب.ظ
بیانات آیت الله دژکام در خطبه های نماز جمعه ۲۶ تیر ماه ۱۴۰۵
به گزارش روابط عمومی نهاد نماینده ولی فقیه در فارس و امام جمعه شیراز، نماز جمعه ۲۶ تیر ماه ۱۴۰۵ سومین حرم اهل بیت (ع) در ایران اسلامی به امامت حضرت آیت الله دژکام و با حضور اقشار مختلف مردم شریف شیراز برگزار گردید.
متن کامل خطبههای نماز جمعه شیراز را در ادامه میخوانید:
بسماللهالرحمنالرحیم
خودم و همه شما برادران و خواهران ایمانی را به تقوا، پرهیزکاری و خداترسی توصیه میکنم.
امیرالمؤمنین علی(ع) در خطبه متقین میفرماید «أَرَادَتْهُمُ الدُّنْیَا فَلَمْ یُرِیدُوهَا وَ أَسَرَتْهُمْ فَفَدَوْا أَنْفُسَهُمْ مِنْهَا».
بحث ما درباره خطبه نورانی امیرالمؤمنین(ع) و صفات و ویژگیهای متقین بود. این بحث را به توصیه قائد شهید، حضرت آیتاللهالعظمی امام خامنهای(اعلیالله مقامه الشریف) آغاز کردیم؛ ایشان در آن توصیههای هفتگانهای که صادر فرمودند، یکی از نکاتشان این بود که روحانیت باید به مسئله معنویت توجه ویژه داشته باشد و مباحث معنوی را برای مردم یادآور شود.
ما میدانیم که اگر کسی بخواهد حماسهای بیافریند، قاعدتاً باید در اعماق روحش گرایشهای معنوی نیرومندی وجود داشته باشد. بزرگان و علمای ما این موضوع را مطرح کردهاند که عرفان و حماسه با یکدیگر ارتباطی وثیق دارند و هرجا در تاریخ ما حماسهای آفریده شده، نوعی نگاه معنوی و علایق خاص، که از عشق و محبت سرچشمه گرفته است، در شخصیتهای آفریننده آن حماسه وجود داشته است. بنابراین، بحث معنویت، روی دیگر سکه حماسه در میدان ماست؛ نه اینکه بخواهیم سخنانی بگوییم که با حالوهوای امروز تناسبی ندارد. اگر میخواهیم در میدان، پایمردی و استقامت نشان دهیم، توجه به این معارف معنوی قطعاً کاری لازم و واجب است. البته این بحث در جای خود بسیار گسترده است، اما بنده بازمیگردم به همان موضوعی که بحث ما بود؛ یعنی خطبه متقین از نهجالبلاغه شریف، که امیرالمؤمنین(ع) درباره انسانهای باتقوا این ویژگی را بیان کردهاند که دنیا به سراغ آنان میآید، اما آنان اعتنایی به دنیا نمیکنند.
این معنا در ادبیات مذهبی و حماسی ما بسیار اوج گرفته است. اگر روضههای قدیمی حضرت قاسم(ع) را شنیده باشید، گفتهاند در لحظه آخر که حضرت قاسم(ع) میخواست به میدان برود، آستین لباسش در دست نامزدش بود؛ و آن صحنه را اینگونه تصویر کردهاند که حضرت قاسم(ع) دستش را کشید و آستین پاره شد و فرمود این، نشانه ما باشد برای روز قیامت، که به همین شکل به استقبالت میآیم. در «مخزنالاسرار» عمان سامانی نیز در توصیف این صحنه غوغا کرده است و آورده که حضرت قاسم(ع) به نامزد خود فرمود با همین آستین پاره، روز قیامت به استقبالت میآیم.
«أَرَادَتْهُمُ الدُّنْیَا فَلَمْ یُرِیدُوهَا»؛ دنیا به دنبال آنان میآید، اما آنان که اهل عشق با خدا هستند، دنیا را رها میکنند. «وَ أَسَرَتْهُمْ فَفَدَوْا أَنْفُسَهُمْ مِنْهَا»؛ دنیا میخواهد آنان را از مسیر خدا بازدارد و اسیرشان کند، اما انسانهای باتقوا با فداکاری، خود را از این اسارت نجات میدهند.
ما در ادبیات عرفانی فارسی، بالاتر از سخن حافظ چیزی نداریم؛ به زیباییِ حافظ کسی سخن نگفته است. همین صحنه اسارت را جناب حافظ با قلم و شعر زیبای خود چنین بیان کرده است «حجابِ چهره جان میشود غبارِ تنم / خوشا دمی که از آن چهره برفکنم … چنین قفس، نه سزایِ چو من خوشآوازیست / روم به گلشنِ رضوان، که مرغِ آن چمنم … عیان نشد که چرا آمدم، کجا رفتم / دریغ و درد که غافل ز کارِ خویشتنم … چگونه طوف کنم در فضایِ عالمِ قدس؟ / که در سراچه ترکیب، تختهبندِ تنم»، این «تختهبندِ تنم» یعنی در اسارت این بدن هستم. دنیا آنان را در بند کرده، اما آنان به این اسارت راضی نمیشوند؛ فدایی میدهند و خود را نجات میدهند.
بنده هفته گذشته گفتم که آقای ما خون خود را داد و از این تختهبندِ تن رها شد. رهبر عزیز ما جان خود را تقدیم کرد؛ یکبار در بیاناتشان فرمودند «جانِ ناقابلی دارم، تقدیم میکنم.» و روزش رسید، جانش را داد و خود را از اسارت دنیا نجات داد و پرواز کرد. سپس دیگران را صدا میزند که شما اگر مرد میدان هستید، بسمالله.
کور خواندهاند آنانکه خیال میکنند میتوانند این مردم را زیر یوغ اسارت خود ببرند؛ در حالی که رهبر شهیدِ این ملت، جلودار این میدان بود و با نثار جان خویش، فریاد «هیهات من الذله» را برای همیشه در قاموس فرهنگ این ملت جاودانه کرد.
این پیام، پیام امام حسین(ع) است؛ برادران و خواهران، زینبیها و حسینیها! مسیر حرکت ما مسیری است که جاندادن در آن، پیروزی به شمار میآید. برخلاف آنان که مرگ را پایان راه خود میدانند، ما مرگ در راه خدا را آغاز پرواز به سوی مقامات عالی بهشت میدانیم.
وجود مقدس امام سجاد(ع) صحنهای از صحنههای کربلا را برای ما بیان کرده است که توضیح همین عبارت نهجالبلاغه است؛ اینکه انسانها چگونه خود را فدای حق میکنند و نجات مییابند. این حدیث را تقدیم شما عزیزان میکنم. هم حدیث را شنیدهایم و هم روضه امروز ما همین باشد؛ چرا که ایام عزای آلالله است و قافله اسرای کربلا این روزها به شام میرسد و هفته آینده، روز شهادت سهساله حسین(ع) در خرابه شام است.
امام سجاد(ع) فرمود «لَمَّا اشتَدَّ الأَمرُ بِالحُسَینِ بنِ عَلِیِّ بنِ أبی طالِبٍ علیهماالسلام نَظَرَ إلَیهِ مَن کانَ مَعَهُ فَإِذا هُوَ بِخِلافِهِم؛ لِأَنَّهُم کُلَّمَا اشتَدَّ الأَمرُ تَغَیَّرَت ألوانُهُم وَارتَعَدَت فَرائِصُهُم ووَجَبَت قُلُوبُهُم. وکانَ الحُسَینُ علیه السلام وَبَعضُ مَن مَعَهُ مِن خَاصَّتِهِ تُشرِقُ ألوانُهُم وَتَهدَأُ جَوارِحُهُم وَتَسکُنُ نُفوسُهُم، فَقالَ بَعضُهُم لِبَعضٍ: اُنظُروا، لا یُبالی بِالمَوتِ! فَقالَ لَهُمُ الحُسَینُ علیه السلام: صَبرًا بَنِی الکِرامِ، فَمَا المَوتُ إلا قَنطَرَهٌ تَعْبُرُ بِکُم عَنِ البُؤسِ وَالضَّرّاءِ إِلَی الجِنانِ الواسِعَهِ وَالنَّعیمِ الدّائِمَهِ، فَاَیُّکُمْ یَکْرَهُ اَنْ یَنْتَقِلَ مِنْ سِجْنٍ اِلی قَصْرٍ».
وقتی صحنه ظهر عاشورا و لحظه شهادت حسین(ع) نزدیک میشد، نگاه کردم و دیدم هرچه شهادت نزدیکتر میشود، چهره امام حسین(ع) نورانیتر میشود، آرامش او بیشتر میگردد و برای حسین(ع) حال خوشی است.
این روزها این اتفاق را به تجربه دیدهایم؛ بسیاری از بزرگان به امام راحل شهید ما میگفتند «مبارکت باشد که خوب رفتی.» و از این آرامش شگفتزده میشدند. میگفتند عزیزِ زهرا، داری به مرگ نزدیک میشوی، اما نهتنها خوف نداری، بلکه حال خوش پیدا کردهای. امام حسین(ع) فرمود «صَبرًا بَنِی الکِرامِ.» این خطاب حسین(ع) به شماست؛ ایرانیانِ باعزت! امروز در حالی نماز جمعه را برپا میکنید که دشمنان شما، یزیدها، شمرها و عمرسعدهای امروزِ دنیا، فرزندان شما را میکشند و عزیزانتان را زیر ضربههای ناجوانمردانه و ظالمانه خود بردهاند.
امام حسین(ع) فرمود ای مردم باعزت، باشرف و بافضیلت! صبر کنید که آخرِ خط بیش از این نیست که بخواهند ما را بکشند. امام راحل ما فرمود «بکشید ما را، مردم ما بیدارتر میشوند.»
کشتن، راهِ مبارزه با کسی که برای خدا میجنگد نیست؛ زیرا او در راه خدا کشته میشود و اجر عظیم الهی را در آغوش خواهد گرفت.
در ابتدای خطبه دوم اشاره میکنم که دوشنبه هفته آینده، پنجم ماه صفر، مصادف با سالروز شهادت حضرت رقیه(س)، دختر سهساله اباعبدالله الحسین(ع) است؛ روزی که همه مؤمنان، بنا بر رسم همیشگی مجالس عزا، نسبت به این بیبیِ بزرگوار ابراز ادب و احترام میکنند. انشاءالله همگی در این مسیر موفق باشید.
وظیفه خود میدانم که تقدیر و تشکر کنم و از همینجا درود بفرستم به عزیزان و مردم مجاهد و مقاوم لبنان؛ مردمی که امروز نماینده جمعیت حزبالله نیز در میان شما حضور دارند و پیام تشکر مردم لبنان و حزبالله لبنان را بهویژه به مردم شیراز، بهخاطر حمایتهایی که در قضیه همدلی با عزیزان لبنانی خود داشتهاید، ابراز کردهاند و با خود آوردهاند. درود میفرستیم به این مردم مجاهد، شریف، عزیز و حزباللهی و به آنان مژده الهی را یادآور میشویم که «فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ»(سوره مائده، آیه ۵۶). پیروزی انشاءالله نصیب حزبالله خواهد شد و روسیاهی برای اسرائیل و نظام کودککش صهیونیستی برای همیشه باقی میماند.
همچنین تقدیر و تشکر میکنیم از مجموعه خدماتی که سازمان بهزیستی و تأمین اجتماعی برای مردم عزیزمان انجام میدهند؛ این ایام بهنوعی روز و هفته آنان است و در فرصتهای دیگری بهتفصیل در اینباره سخن خواهیم گفت.
اما آنچه در این فرصت محدودِ خطبه دوم میخواهم خدمت شما مردم دلیر، صبور، صبار و شکور عرض کنم این است که ما یک آزمایش دیگر نیز در تاریخ معاصر برای مدعیان تمدن، مدعیان حقوق بشر و مدعیان کدخداییِ دنیا ثبت کردهایم و آن این است که بار گذشته اگر ترامپ آن معاهده را پاره کرد و بههم زد و گفت امضای من پای آن نیست، این بار این نامرد امضای خودش را نیز نادیده میگیرد. و این ثبت میشود و نگویید این کار در همان لحظه چه فایدهای داشت. روزگار که میگذرد، این سند میماند و همه میدانند ایرانیها با کمال صداقت و مردانگی آمدند و این قرارداد و تفاهم را امضا کردند؛ ولو اینکه ما خود، طرف مقابل را میشناختیم و میدانستیم ناجنس است، اما امضا کردیم و پای آن ایستادیم.
آقای مرشایمر، که تحلیلگر و استاد آمریکایی است، در چند روز اخیر گفت که ایرانیها باز ثابت کردند مرد هستند و پای حرفشان میایستند، و آمریکا و ترامپ ثابت کردند نامرد هستند و حرف خودشان را زیر پا میگذارند و این سند برای تاریخ میماند.
بالاخره وقتی میگوییم تمدن نوین اسلامی، دیگران که نگاه میکنند باید بگویند ویژگی آن چیست؟ ما میگوییم به پیروی از امیرالمؤمنین علی(ع)، مردانگی و صداقت، که رسم ایرانیهاست و طرف مقابل، نامرد، دروغگو و پیمانشکن است. اینها ثبت میشود و ما این صحنه را دیدیم و متوجه شدیم که ایران بنا نداشت اگر طرف مقابل پیمان شکست، هیچ نگوید و ذلت را بپذیرد؛ خیر، نیروهای مسلح ما، ارتش و سپاه ما، به حمدالله در این دو سه روزی که گذشت، و همین دیشبی که دیدید و شنیدید، غوغایی به راه انداختند. از سلیمانیه تا عمان و تا اردن، در عمق هرجا که پای این فاسدهای مکارِ آمریکایی بود، زیر ضرب موشکها و پهپادهای دستساخته ایرانی به آتش کشیدند.
این حرکت بهموقعِ عزیزان ما در بخش نظامی، تکمیلکننده بخش دیپلماسی است؛ یعنی آمریکا خیال نکند میخواهد ما را به زور به میدان مذاکره بکشاند، قلدری کند و هرچه میگوید ما بپذیریم. ما گفتهایم اگر راست و انصاف میگویید، با هم صحبت کنیم و گرهای را که با دست باز میشود، با دندان باز نمیکنیم؛ اما اگر بنا باشد پیمانشکنی کنند، ما هم مقابلهبهمثل میکنیم.
این دستور قرآن کریم را در مسئله بازدارندگی امروز میخواهم خدمت شما بخوانم. من مکرر عرض میکنم که ما در هر تحلیل و موضوعی باید مسئله را به دستورات الهی و قرآن کریم برگردانیم و ببینیم خداوند متعال چه فرموده است. خدای متعال در سوره انفال، آیه ۵۷ فرمود «فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِی الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ»، یعنی ای پیامبر، اگر در میدان جنگ به دشمنان دست یافتی، چنان بر آنان بتاز و آنها را بکوب که کسانی که پشت سرشان هستند، حساب کار دستشان بیاید.
در آیه دیگری از قرآن آمده است «مَا کَانَ لِنَبِیٍّ أَنْ یَکُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى یُثْخِنَ فِی الْأَرْضِ»(سوره انفال، آیه ۶۷)، یعنی به فکر منافع زودگذر نباشید؛ مثلاً اسیر بگیریم و در برابرش پول بگیریم. پیامبر تا جای پای خود را در زمین محکم نکند، اسیر نمیگیرد. شما لشکر پیامبر هستید؛ بزنید تا پشتسریِ آنان، کسانی که ترامپ میخواهد اعزام کند و حمله زمینی انجام دهد، وقتی قدرت و برخود شما را با کسانی که نزدیک هستند ببینند همان کاری را خواهند کرد که وقتی بچههای ما ناو آنان را گرفتند، دیدید با خود چه کار کردند و همان حالت را خواهند داشت.
در این وضعیت، آنها اکنون خودشان را بدبخت کرده و در معرض قرار داه اند. روش کشور ما این نبوده و جنگطلب نیستیم. جنگطلبی با دفاع از کیان ملی خودمان بسیار متفاوت است. ما دفاع میکنیم و دفاع را حق مشروع خود میدانیم و محکم پای آن ایستادهایم.
دفاع، غیر از آن است که بگویند ایرانیها در دنیا میخواهند جنگ ایجاد کنند. این سخن رهبر شهید است و در طول ۴۸ سال انقلاب ثابت کردهایم که ما اهل جنگ نیستیم. ایرانیها متین هستند و دنبال حقوق حقه خودشاناند و از طریق قانونی و حقوقی نیز بسیار اقدام کردهایم، اما نمیخواهند حق ما را بدهند؛ بنابراین ناچاریم آن را با اقتدار مطالبه کنیم.
اخیراً هم با اجازه رهبر معظم که اجازه صادر فرمودند، بار دیگر مذاکره کردیم. آنچه متوجه شدیم این است که با وجود همه این مسیر، دشمن باز هم نامردی میکند؛ پس باید چه کنیم؟ جز اینکه باید بایستیم؟ این ایستادگی، که درس قرآن، اسلام و مکتب امام حسین(ع) است، باید مکرر برای خودمان تکرار کنیم و نگذاریم کسی در صفوف ملت ما تفرقه بیندازد. ما همانگونه که در اطاعت از فرمان رهبر عزیز، مدتی سکوت کردیم تا شاید عرصه نظامی مدتی آرام بماند و اگر میتواند، میدان دیپلماسی کار خود را انجام دهد، همانگونه اگر لازم باشد، همه ملت یکپارچه، مانند مشت واحد، در عرصه جنگ به دهان آمریکا و اسرائیل خواهیم کوبید و دوباره این درس ابدی را تکرار خواهیم کرد که نباید به مرزهای ایران نزدیک شوند.
و همینجا خیلی صمیمانه به برخی از کسانی که تا صدای یک ترقه یا حملهای میشود، زود دلشان میریزد و پیام ضعف منتقل میکنند، میگوییم این کشور با ۳۰۰ هزار شهیدی که از آغاز انقلاب داده است، اجازه نمیدهد هیچکس از طرف ملت ایران و کشور عزیز ایران پیامی که بوی ضعف بدهد، به دشمن منتقل کند.
اما سخن پایانی این خطبه: آنچه مسلم است، قدرت ایران در عرصه نظامی، به حمدالله، دلگرمی ایجاد کرده و ما با این قدرت سخن میگوییم. قائد شهیدمان فرمودند که ایران باید قوی باشد، نه فقط در عرصهٔ نظامی؛ ما باید قدرت ایران را در عرصههای اقتصادی نیز بهطور ویژه دنبال کنیم.
عزیزانی که از مردم، دولت، مدیران و مسئولان میتوانند در این زمینه خدمتی کنند، بدانند که این یک جهاد بزرگ است و ثواب مجاهدت برای آنان ثبت میشود. من و شما باید در این راستا هر کاری که میتوانیم انجام دهیم.
صحنه تقابل با دشمن است و دشمن میداند شما مردمی شجاع هستید و در میدان جنگ معلوم نیست حریف شما شود؛ ازاینرو میخواهد ما را از نظر اقتصادی تحت فشار قرار دهد و مردم را به ستوه بیاورد. در این بخش، همه باید با همدلی، همکاری و همراهی، هرچه میتوانیم قدم برداریم. بنده مطمئنم همانطور که امامِ بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران فرمودند که «با یک ملت، هیچ کاری نمیتوانند بکنند»، در عرصه اقتصادی هم وقتی همه ملت میدانداری کنند، آمریکا و غیرآمریکا هیچ غلطی نمیتوانند بکنند.
اما یک خواهش هم در خصوص افزایش بهرهوری و صرفهجویی در مصرف برق دارم. عزیزان! خبرها را میشنوید که از خوزستان تا ایرانشهر و چابهار، مردم زیر فشار دشمن هستند. ما اگر کمی در مصرف برق صرفهجویی کنیم، یعنی به آنان کمک کردهایم تا گرما کمتر آزارشان دهد. شبکه برق سراسری است و اگر ما صرفهجویی کنیم، مسئولان میتوانند به آنان برق برسانند. این کمک را میتوانیم انجام دهیم و همه با جدیت تصمیم بگیریم که در این رابطه از عزیزانی حمایت کنیم که بیش از ما در معرض حمله دشمن هستند.
همچنین شما میدانید که سقایی چقدر ثواب دارد. بچههای خود ما در سنگرها و فضاهای جنگی نیاز به آب سالم و آشامیدنی دارند. به حمدالله شما مردم تا به حال بسیار کمک کردهاید، اما خواهش دارم ثوابِ سقّایی را با اقتدا به حضرت عباس(ع) بهجا آورید تا در همین ۲۴ ساعت آینده بتوانیم محمولههای آب جدیدی را بهعنوان کمک مردمی به مناطق جنگی ارسال کنیم.
دولت ما و مسئولان نظامی ما قوی هستند و کار خود را انجام میدهند و این جای خود دارد. اما اینکه یک شیشه آب را رزمندهای در خط مقدم بردارد و بگوید مردم برای ما فرستادهاند، حس دیگری دارد. ما که جنگ ۸ ساله را تجربه کردهایم، میدانیم این کار چه آرامش و اطمینانی به قلب رزمندگان میدهد که بدانند مردم پشت سر آنان هستند. برای ارسال آب از شیراز، تا ۴۸ ساعت آینده همه مؤمنین اقدام کنند و مراکزی مثل همین حرم مطهر و مراکز دیگر که اعانات مردم را جمع میکنند، کمک دهند تا محمولههای آب خوبی به عزیزانمان در جبههها برسانیم و به حضرت ابوالفضل(ع) اقتدا کرده باشید در آبرسانی به عزیزانی که در خط مقدم هستند.
دیدگاهتان را بنویسید