جمعه, 13 شهریور , 1405
2:25 ب.ظ
بیانات آیت الله دژکام در خطبه های نماز جمعه ۱۳ شهریور ماه ۱۴۰۵
به گزارش روابط عمومی نهاد نماینده ولی فقیه در استان فارس و امام جمعه شیراز، نماز جمعه ۱۳ شهریور ماه ۱۴۰۵ سومین حرم اهل بیت (ع) در ایران اسلامی به امامت حضرت آیت الله دژکام و با حضور اقشار مختلف مردم شریف شیراز برگزار گردید.
متن کامل خطبههای نماز جمعه شیراز را در ادامه میخوانید:
بسماللهالرحمنالرحیم
خودم و همه شما برادران و خواهران ایمانی را به تقوا، پرهیزکاری و خداترسی توصیه میکنم. همه ما باید به خود یادآور شویم که دنیا دار فناست و ما برای ماندن در این دنیا نیامدهایم؛ بلکه برای توشهگرفتن از این دنیا آمدهایم. بایستی مسیر آخرت را با اعمالی که در این دنیا انجام میدهیم، انشاءالله آباد کنیم و عبور خود را از برزخ، حساب و قیامت و صراط آسان سازیم. امیدواریم خدای متعال نیز به همه ما توفیقِ توشهبرداشتن از این مسیر را عنایت بفرماید؛ «وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَى»؛ بهترین توشه برای مسیر آخرت، تقواست.
وجود مقدس امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) در خطبه ۱۹۳ نهجالبلاغه شریف میفرماید که متقین، رفتارهای روزمرهشان نیز الگو است. حضرت پیشتر در رابطه با شبزندهداری و مناجات با خدا در دل شب صحبت کردند که دلِ شبِ افرادِ باتقوا چگونه میگذرد؛ سپس میفرمایند: «وَ أَمَّا النَّهَارَ فَحُلَمَاءُ عُلَمَاءُ أَبْرَارٌ أَتْقِیَاءُ، قَدْ بَرَاهُمُ الْخَوْفُ بَرْیَ الْقِدَاحِ». یعنی در روز، اگر انسان با شخص باتقوایی مواجه شود، با چنین شخصیتی روبهرو میگردد: شخصیتی عالم و شخصیتی عاقل. برخی از نظر دانش سطح بسیار بالایی دارند، اما در رفتارهای روزمرهشان احساس میشود که عقلِ زندگی و معاش آنها ضعیف است؛ گاهی انسان تعجب میکند که فردی با این مرتبه از دانش، چگونه فریب خورده است. مشخص است که در جنبه «حُلم» که همان عقل است، کاستی وجود دارد. در معنای «حلما» نیز یکی از معانی را اینگونه بیان کردهاند که عقل فرد بهخوبی کار میکند و حسابوکتاب زندگی را خوب بلد است. شخصیت انسان باتقوا شخصیتی است که تعقل و فرهیختگی از آن نمایان است؛ نه اینکه صرفاً مانند یک کامپیوتر یا همانطور که امروزه گفته میشود، مانند هوش مصنوعی باشد؛ زیرا هوش مصنوعی نیز فاقد عقل است و صرفاً دارای هوش است و اصطلاحات را میداند اما انسان باتقوا علاوه بر اینکه اصطلاحات را میداند، در رفتارش نیز عقلانیت مشاهده میشود.
«عُلَمَاءُ أَبْرَارٌ»؛ انسان باتقوا نیکوکار است و مردم از خیر او ناامید نیستند، برعکسِ کسانی که تقوا ندارند. جناب سعدی میگوید که گفتند نزد فلانی برو که وضع مالی بسیار خوبی دارد و به تو رسیدگی خواهد کرد؛ میگوید رفتم، نشستم و بدون اینکه سخنی بگویم بیرون آمدم و گفتم «عطایش را به لقایش بخشیدم». یعنی شخص اصلاً به گونهای رفتار میکند که انسان به خیر او امیدی ندارد و میگوید اصلاً کمکی نخواستیم. اما انسان باتقوا اینگونه نیست؛ مردم درباره او میگویند برویم با او صحبت کنیم که خیر است و فردی خیررسان است و اگر بتواند، مسلماً کوتاهی نمیکند.
در ادامه عبارت «أَتْقِیَاءُ» آمده است که در اینجا تقوا را به معنای خوف دانستهاند؛ زیرا عبارت بعدی میفرماید «قَدْ بَرَاهُمُ الْخَوْفُ بَرْیَ الْقِدَاحِ». آنان چنان خداترس هستند که گویی مانند تیری تراشیده شدهاند و از نظر جسمانی بدنی جمعوجور دارند؛ امری که نشان میدهد اهل پرخوری و زیادهخواری نیستند. اینها ویژگیهای انسان باتقوا است.
در ادامه، پیرامون شخصیت علمی انسان باتقوا که فرمود «علما هستند»، چند نکته را خدمت شما عرض میکنم. نخست اینکه عالمبودن به معنای داشتن تأثیر اجتماعی است؛ این دو امر ملازم یکدیگرند. برخی افراد خوب هستند اما تنها برای خودشان خوباند و ارتباط و تأثیرگذاری اجتماعی آنها بسیار اندک و در حد صفر است، هرچند خودشان فردی شایسته باشند. انسان باتقوا اینگونه نیست؛ انسان باتقوا دارای تأثیرگذاری اجتماعی است. اینکه ابتدا میفرماید «علما» هستند نه فقط «عُبّاد»، به همین دلیل است. عابدبودن امری پسندیده است، اما فرد ممکن است بهتنهایی عبادت کند؛ خوشا به حال او، ولی تأثیر اجتماعی ندارد؛ در حالی که عالم دارای تأثیر اجتماعی است.
این مطلب در روایت شریفی از پیامبر اکرم خاتم الانبیا (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) نقل شده است که فرمودند «وَ الّذی نَفسُ مُحَمَّدٍ بِیَدهِ»، سوگند به آن خدایی که جان پیامبر در دست اوست، «لَعالِمٌ واحِدٌ أشَدُّ عَلى إبلیسَ مِن ألفِ عابِدٍ»؛ وجود یک عالم در جامعه برای شیطان از هزار عابد سختتر و سنگینتر است؛ زیرا شیطان درصدد فریبدادن است و عالم مانع او میشود، در حالی که عابد صرفاً به عبادت خویش مشغول است و به اتفاقاتی که برای مردم رخ میدهد کاری ندارد. شیاطین از نقش علما بسیار ناخرسند و ناراحت میشوند و میگویند تا این فرد حضور دارد، نمیتوان کاری پیش برد. اگر عابدی صرفاً عبادت کند، شیاطین آمریکا و انگلیس توجه چندانی به او ندارند و میگویند او ضرری برای ما ندارد و هر کاری میخواهد انجام دهد اما وقتی یک عالم در منطقهای نقشآفرینی میکند، شخصیتی همچون سید حسن نصرالله میشود و میگویند باید او را ترور کرد، یا رهبر و فرمانده شهید می شود و دستور به شهادت او میدهند؛ چرا که میدانند تا او حضور دارد، نمیتوانند اهداف خود را محقق کنند.
سپس در ادامه روایت فرمودند «لأِنَّ العابِدَ لِنَفسِهِ و العالِمَ لِغَیرِهِ»؛ عابد کار نیکی انجام میدهد اما برای خودش تلاش میکند، در حالی که عالم برای جامعه زحمت میکشد. جناب سعدی نیز همین مضمون حدیث پیامبر را در گلستان به شعر آورده است که
صاحبدلی به مدرسه آمد ز خانقاه / بشکست عهد صحبت اهل طریق را
گفتم میان عالم و عابد چه فرق بود / تا اختیار کردی از آن این فریق را؟
گفت آن گلیم خویش به در میبرد ز موج / وین جهد میکند که بگیرد غریق را
عابد صرفاً گلیم خویش را از آب بیرون میکشد، اما عالم در پی نجات غریق جامعه است؛ حقیقت عالم این است. امیرالمؤمنین (ع) میفرمایند هنگامی که در روز به شخص باتقوا نگاه میکنید، نخستین ویژگی که از شخصیت او به ذهنت متبادر میشود این است که انسانی عالم است؛ «أَمَّا النَّهَارَ فَحُلَمَاءُ عُلَمَاءُ». باید قدر عالمان را بدانیم و تلاش کنیم خود نیز تا جای ممکن دانش دین را فرا بگیریم و به ایفای نقش اجتماعی بپردازیم.
نشانه عالمبودن چیست؟ گاهی اوقات ما دوباره به سراغ حفظکردن اصطلاحات میرویم، در حالی که حفظ اصطلاحات برای دستیابی به مرتبه علم کافی نیست. یک یا دو آیه و حدیث را خدمتتان قرائت میکنم تا مشخص شود اگر بخواهیم نقشی عالمانه در جامعه داشته باشیم، چگونه باید عمل کنیم. قرآن کریم در سوره مبارکه فاطر، آیه ۲۸ میفرماید: «إِنَّمَا یَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ»؛ همانا از میان بندگان خدا، تنها دانشمندان و عالمان از او میترسند. قرآن، خشیت الهی را نشانه علم دانسته است. نشانه علم، کتب و اصطلاحاتی نیست که حفظ کرده باشیم؛ بلکه نشانه حقیقی علم، خداترسی است.
ما در میان نیروها و مجموعههای انتظامی عزیزی را داشتیم که برای عبور یک محموله سنگین مواد مخدر، پیشنهاد رشوه چندین میلیاردی را رد کرد؛ یعنی در ظاهر میتوانست زندگی مادیاش دگرگون شود، اما گفت «من از خدا میترسم». این نشان میدهد آنچه از دین فرا گرفته بود را بهخوبی درک کرده و انسانی عالم است. ما عالمبودن یک فرد را زمانی درمییابیم که از لقمه شبههناک پرهیز کند و بگوید «من از خدا میترسم و این را نمیخواهم؛ إِنَّمَا یَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ». اگر دیدید فردی از خدا ترس دارد، بدانید که او واقعاً عالم است؛ وگرنه اگر تمام کتاب اسفار ملاصدرا را نیز از حفظ بخواند، سودی نخواهد داشت.
روایت دیگری نیز از وجود مقدس پیامبر اکرم خاتم الانبیا (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) نقل شده است که فرمودند «الْعَالِمُ الَّذِی عَقَلَ عَنِ اللَّهِ فَعَمِلَ بِطَاعَتِهِ»؛ عالم کسی است که از جانب خداوند فهم و درک یافته و به طاعت او عمل کرده است. به محض اینکه دستوری الهی را میشنود، بهجای آنکه صرفاً بگوید بروم در کتابی دیگر آن را بخوانم، میگوید بروم و به آن عمل کنم؛ «فَعَمِلَ بِطَاعَتِهِ.»
یادم نمیرود که استاد بزرگوار، حضرت آیتالله جوادی آملی، در موعظههای خود برای طلاب میفرمودند: هرگاه مطلبی زیبا شنیدید، اگر در ذهنتان این گذشت که آن را یادداشت کنید تا بر فراز منبر بگویید، بدانید که نقصی در کار است و بروید خود را اصلاح کنید؛ اما اگر در ذهنتان این بود که آن را یاد بگیرید تا به آن عمل کنید، این همان چیزی است که خداوند خواسته است. ما علم را برای عملکردن فرامیگیریم، و هنگامی که انسان به آن عمل کرد، طبیعتاً خیر آن به دیگران نیز خواهد رسید.
نقل است که جناب شیخ طوسی (أَعْلَى اللَّهُ مَقَامَهُ الشَّرِیف) هنگامی که کتاب «مصباح المتهجد» را نگاشت، آن را به هیچکس نشان نداد و ابتدا خود به آن عمل میکرد. اکنون تقریباً بیش از هزار و صد سال از زمان شیخ میگذرد و هنوز کتاب ایشان محور عمل دیگران به دستورات الهی است چرا که او خود ابتدا به آن عمل نمود. همچنین نقل شده است که جناب شیخ بهایی هنگامی که کتاب «مفتاح الفلاح» را نوشت، خود طبق آن عمل میکرد و آن را به کسی نشان نداده بود. یکی از علمای بزرگ در عالم رؤیا، وجود مقدس حضرت ولیعصر (عج) را دید و حضرت به او فرمودند: نزد شیخ بهایی برو و بگو برای اعمال و عبادات شبانهروز، کتاب مفتاح الفلاح را به تو بدهد تا طبق آن عمل کنید. آن شخص نزد شیخ بهایی آمد و گفت: من کتاب مفتاح الفلاح، نوشته خودتان را میخواهم. شیخ پرسید: چه کسی به شما گفت که من کتابی به نام مفتاح الفلاح دارم؟ پاسخ داد: در خواب، آقا امام زمان (عج) چنین فرمودند. بدین ترتیب معلوم شد این کتاب مورد تأیید حضرت قرار گرفته است، در حالی که شیخ پیش از آن، کتاب را آشکار نکرده بود و صرفاً خود به آن عمل میکرد.
عالم کسی است که وقتی دستوری از دین و خداوند را دریافت، به آن عمل میکند و از اموری که خشم و سخط الهی را در پی دارد، اجتناب میورزد؛ این ویژگی حقیقی یک عالم
است. بنابراین تلاش کنیم تا اگر میخواهیم عنوان «باتقوا» انشاءالله بر ما صدق کند، اینگونه باشیم که دستورات الهی را فرا بگیریم و به آنها عمل کنیم. وقتی انسان عمل کرد، خودبهخود این فردِ عالم بر جامعه تأثیری ویژه میگذارد و دیگران را نیز هدایت میکند و عبارت «کُونُوا دُعَاهَ النَّاسِ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِکُمْ» نیز در مورد او صدق می کند.
در خطبه دوم، ضمن اینکه بار دیگر خودم و همه شما برادران و خواهران ایمانی را به تقوا توصیه میکنم، سخنم یک محور بیشتر ندارد؛ گرچه ممکن است شاخههای متعددی داشته باشد و آن مسئله، موضوع مقابله ما با استکبار است.
برادران و خواهران! دو جبهه بهصورت ملموس در دنیا شکل گرفته است و هیچکس نمیتواند این دو را انکار کند. ممکن است برخی طرفدار این جبهه باشند و برخی دیگر طرفدار آن جبهه؛ ممکن است در تحلیل ظواهر دنیا بگوییم آن طرف بسیار قویتر است و امکانات بیشتری در اختیار دارد و این طرف از امکانات کمتری برخوردار است. این تقسیمبندیها و تفاوتها ممکن است وجود داشته باشد، اما هیچکس نمیتواند انکار کند که در یک سو، طرفداران اسلام ناب محمدی (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) ایستادهاند که صرفاً خواستار حقوق حقه خویش هستند و مطالبهای جز حق خود ندارند؛ و در سوی دیگر، دشمنان اسلام قرار دارند که مانند جهنم، هرچه میبلعند باز هم ندای «هَلْ مِنْ مَزِیدٍ» سر میدهند و زیادهخواهی میکنند.
اینکه تنگه هرمز را «تنگه ترامپ» مینامند، نشاندهنده بیماری درونی آنان است؛ میخواهند همهچیز را ببلعند، اما بحمدالله این لقمه در گلویشان گیر کرده و پایین نمیرود. اینکه میگویند گرینلند باید متعلق به آمریکا باشد در حالی که متعلق به دانمارک است؛ اینکه به سراسر دنیا زورگویی میکنند و خود او اظهار داشت که غزه را به خاک آمریکا ملحق میکند؛ آیا این سخنان را نگفتند؟ آن طرف اگر میدان را باز ببیند، مانند جهنم ندای «هَلْ مِنْ مَزِیدٍ» سر میدهد و هرچه تصاحب کند، باز هم بیشتر میخواهد و زیادهخواهی او حد یقف ندارد. اینگونه نیست که بگوییم فلان امتیاز را به او میدهیم تا تمام شود چرا که به محض گرفتن آن، چیز دیگری مطالبه خواهد کرد. این وضعیت جبهه مقابل ماست و ما هماکنون در میان این جنگ حضور داریم؛ نه اینکه جنگی در آینده رخ خواهد داد، بلکه اکنون شرایط جنگی حاکم است. در ابعاد این جنگ اگر من و شما نمیخواهیم تسلیم زورگوییهای آنان شویم، باید خود را مهیا سازیم و ببینیم در هر بخش چگونه باید عمل کنیم تا حقمان پایمال نشود.
نخستین بُعد این ماجرا که متأسفانه در همین هفته گذشته رخ داد و ما شاهد آن بودیم، این است که دشمنان برای ما مسلمانان و برای انسانهای غیر از خود و همپیمانانشان، یعنی آمریکا و اسرائیل، حق مساوی با خود قائل نیستند. آنان ما را شهروندان درجه دو و سه قلمداد میکنند و منطقشان این است که اگر توانستند ما را بدوشند، بهرهکشی میکنند و اگر نشد، حذفمان خواهند کرد. مگر درباره عربستان نگفتند که این کشور «گاو شیرده» ما است؟ مگر تعبیرات دیگری به مراتب زشتتر در رابطه با رئیس کشور عربستان به کار نبردند؟ این سخنان مطرح شده است؛ با این حال، برخی افراد گویی سر خود را در برف یا زیر شن فرو بردهاند و مدام اصرار دارند بگویند چنین چیزی نیست و آنان خیرخواهاند؛ در حالی که این اظهارات عیناً بیان شده است و به مسئولان آن کشور عربستان نیز اهانت کردند. این خوی و عادت آنان است؛ یعنی نمیپذیرند که ما نیز انسان هستیم و حقوقی مشابه آنان داریم.
چیزی که در همین هفته گذشته به وقوع پیوست، هدف قرار دادن مراسم عروسی یک خانواده بود. اگر این جنگ رخ نداده بود، شاید من و شما نام «کوهستک» و «سیریک» را نمیشنیدیم؛ چرا که در گوشهای دوردست از کشور واقع شده است. اینگونه نبوده که بگوییم نقطهای شاخص هدف قرار گرفته است، بلکه به یک مجلس عروسی موشک زدند و پنج نفر را در میان جشن به شهادت رساندند. بیایید قدری پیرامون این موضوع تأمل کنیم؛ احساس من این است که جمعی در درون جامعه ما، به این دلیل که گاهی سخنان ما با احساسات یا تندی همراه است، فرصت بررسی واقعیتها را پیدا نمیکنند و مدام میگویند اینها مانع صلح هستند. ما چه اقدامی انجام دادهایم که مانع صلح باشد؟ این دشمن است که مانعتراشی میکند. وقتی خانهای را هدف قرار میدهند که در آن مراسم عروسی برپاست — آن هم متعلق به برادران اهل سنت ما؛ با اینکه شاید گمان کنند تمرکز اصلی جبهه مقاومت بر شیعیان است، اما این خانه متعلق به برادران اهل سنت بود — به چه جرمی آن را هدف قرار دادید؟ بایستی در مقابل رفتاری که شما را به رسمیت نمیشناسد و هرگاه دستش برسد جنایت میکند، ایستاد. آیا وقایع گذشته و میناب و لامرد کافی نبود؟ آیا ۳۳ شهید لار و موارد متعدد دیگر کافی نبود که اکنون به گوشهای از کشور و شهری کوچک بروند و مراسم عروسی مردم را به عزا تبدیل کنند؟ در برابر این رفتارها چه باید کرد؟ بنده عرض میکنم در هر برخوردی، حتی اگر از یک فرد در کوچه و خیابان هم بپرسید، خواهد گفت در برابر کسی که تعدی میکند، باید پاسخی داد که دیگر جرئت تکرار آن را نداشته باشد؛ راهی جز این وجود ندارد. افرادی با تیپ شخصیتی ترامپ و امثال او، اگر احساس کنند شما ضربه خورده و عقبنشینی میکنید، جسورتر شده و ضربات بعدی را وارد میآورند.
ما از ارتش سرافراز، سپاه پاسداران، نیروهای پدافند و تمامی نیروهای مسلح و نظامیان عزیز کشورمان صمیمانه تقاضا داریم که در برابر مظلومیت این مردم به هیچ وجه کوتاه نیایند و خانه این ظالمان را بر سرشان ویران سازند؛ این مسیر به جز این پاسخ نخواهد داد. گرچه ما همواره در مقام دفاع قرار داشتهایم اما برخی ممکن است بگویند چرا این تجربه را تکرار کنیم و مدام برای صلح و آشتی بنشینیم، در حالی که وسط مذاکره دست به حمله میزنند؟ این رسم منطقی نیست که دوباره سخن از مذاکره بگوییم، چرا که این روند به معنای سازشکاری خواهد بود. سازشکاری بههیچوجه پذیرفته نیست، اگرچه دیپلماسی باید همواره پابرجا باشد؛ اما سازشکاری هرگز. چرا باید ایستاد تا به ما آسیب بزنند؟ این چه شیوه زندگی است که مدام به انسان ضربه بزنند و او اجازه تکرار آن را بدهد؟
از پدافند هوایی کشورمان نیز که امروز معاونت محترم پدافند در اینجا سخنرانی کردند، تشکر میکنیم. بحمدالله پدافند ما طی یکی دو سال اخیر پیشرفت بسیار چشمگیری داشته است؛ در گذشته آسمان ما آسیبپذیرتر و بی دفاع بود، اما اکنون به نقطهای رسیدهایم که مثلا اعلام می شود که پنجاهمین پهپاد امکیو-۹ و پرندههای متجاوز دشمن ساقط شدهاند. دشمنان نباید احساس کنند که ما دست روی دست میگذاریم تا آنان هر اقدامی که میخواهند انجام دهند. البته ما آغازگر هیچ درگیری نبودهایم و تمایلی هم به گسترش دامنه آن نداریم؛ آموزههای دینی ما نیز چنین رفتاری را تأیید نمیکند، اما در مقام دفاع، بسیار مستحکم و قاطع دفاع خواهیم کرد.
محور دیگر این نبرد ترکیبی، مسئله جنگ اقتصادی است. این مبحث بسیار مبسوط است و من تنها به برخی سرفصلهای آن اشاره کوتاهی میکنم. مجدداً اعلام کردهاند که قصد محاصره اقتصادی ما را دارند؛ محاصره اقتصادی تجربهای تازه برای ما نیست. در دوره پیشین ریاستجمهوری همین فرد، ادعا کرد چنان محاصرهای اعمال خواهم کرد که نتوانید نان بخورید و همگی با التماس بازگردید. گفته بودند اگر ایران بتواند ۱۶ ماه دوام بیاورد، محاصره شکست خورده است؛ اما ملت ما بیش از ۲۴ ماه مقاومت کرد و طرح آنان شکست خورد. این بار نیز دشمن علاوه بر شیوههای پیشین، به دنبال اقدامات دیگری نظیر محاصره دریایی است.
من به سران ظالم آمریکا میگویم اگر حتی یک کودک ما از این محاصره ظالمانه متأثر شود و به او ظلمی برسد، شما باید هم در این دنیا و هم در آخرت به حکومت مقتدر و سپاهیان قوی دل ما پاسخگو باشید. همچنین یادآور میشوم که «مَنْ جَرَّبَ الْمُجَرَّبَ حَلَّتْ بِهِ النَّدَامَهُ»؛ به قول ما جهرمیها، پشیمانی صد گز شاخ شما خواهد شد. سرانجام مانند دورههای گذشته ناچار به عقبنشینی خواهید شد و ایستادگی و مقاومت مردم ما انشاءالله بار دیگر نشان خواهد داد که شما با یک ابرقدرت معنوی به نام ایران مواجه هستید و شما را در تمامی مراحل این محاصره اقتصادی ناکام خواهیم گذاشت.
در زمینه جنگ اقتصادی ناگزیرم متذکر شوم که اگر کسی میبیند که کشور در این وضعیت است بد ولو به اندازه یه پوست جو بخواد او هم بار مردم را اضافه کند این شریک ترامپ است، دستش میرسد و گران میکند یا کم میفروشد و… باید بگوید من به مردم خودم خیانت و ظلم نمی کنم. بعضی ها مثل اینکه کسانی شریک شدند با یزید بن معاویه در خون امام حسین علیه السلام بعضی ها هم شریک میشوند با ترامپ در ظلم به این مردم. برای چی؟ به اندازه کافی دشمن بار مردم را سنگین کرده و این ها چرا اینکار را می کنند؟ کوتاهی در مسائل معیشت مردم مثل گران فروشی و خیانتهای دیگر و بنده گزارش رسمی مراکز نظارتی را میخوانم و میبینم مثلاً چند صد میلیون یورو کسی دارد خیانت میکند و یک نفر را در مرز دستگیر کردند که تغیر چهره داده بود و میخواست رد بشود و الحمدلله دستگیرش کردند و این شخص ۱۵ میلیون یورو بدهکار خزانه کشور بود و داشت فرار میکرد! این درست نیست.
دستگاههای نظارتی کشور، از دیوان محاسبات گرفته تا پاسگاههای فرماندهی انتظامی در دوردستترین نقاط، باید با همکاری یکدیگر مانع از آن شوند که کسانی «شریک دزد و رفیق قافله» باشند؛ افرادی که از یک سو خود را شهروند ایران دانسته و ادعای حقوحقوق دارند، اما از سوی دیگر در خدمت منافع دشمن عمل میکنند. در جنگ اقتصادی، همه مجموعهها باید با جدیت کامل وارد میدان شوند؛ عزیزان در وزارت اطلاعات، اطلاعات سپاه، فرماندهی انتظامی (فراجا) و دستگاههای نظارتی و اجرایی باید رسالت خویش را به نحو احسن به انجام برسانند.
در تأیید اینکه شریک ترامپ و منافقان شریک کفار هستند، به آیهای از قرآن کریم اشاره میکنم: «هُمُ الَّذِینَ یَقُولُونَ لَا تُنْفِقُوا عَلَى مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى یَنْفَضُّوا». این منافقان، نفوذیها و ظالمانی که در جنایت علیه ملت ایران با ترامپ همپیمان هستند، میگویند بگذارید مردم مدتی در سختی بمانند تا از دین و نظام رویگردان شوند و دیگر حمایت نکنند. آیا انصاف ندارید که ببینید پس از ۴۸ سال ایستادگی، مردم همچنان پای عقیده خود ایستادهاند؟ در لامرد خانمی حضور داشت که از خانواده شهدای وقایع اخیر بود؛ امامجمعه محترم لامرد بیان کرد که ایشان خود فرزند شهید و اکنون مادر شهید است؛ یعنی سه نسل پای این آرمانها ایستادهاند و میگویند تا پایان ایستادگی خواهیم کرد. چرا عدهای بیانصافی میکنند؟ مصداق آیه «هُمُ الَّذِینَ یَقُولُونَ لَا تُنْفِقُوا عَلَى مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى یَنْفَضُّوا» افرادی هستند که مدام پیگیری میکنند تا با اعمال فشار، مردم را از پای درآورند؛ غافل از اینکه این مردم با تقدیم جان و خون خود ایستادهاند و عقبنشینی نخواهند کرد؛ «عرض خود میبری و زحمت ما میداری».
نکته پایانی در عرصه نبرد ترکیبی این است که مسلماً عدهای نیز در راستای اشاعه فساد و شهوت ها در جامعه همراستا با اهداف آمریکا گام برمیدارند. این افراد باید از خدا بترسند؛ شرایط به گونهای نیست که بر گرفتاریهای موجود افزوده شود و فضای جامعه را آلوده سازند. امروز مجال این نیست که در بحث فساد و فحشا و مواد مخدر از این غلط ها کسانی انجام بدهند. همچنین عفاف و حجاب به شرح ایضا. پس انتظار ما از تمام مؤمنان این است که همگان را متوجه سازند که امروز زمان چنین رفتارهایی نیست؛ کشور در موقعیتی قرار دارد که همگی باید دست در دست یکدیگر و با اتحاد و انسجام در برابر دشمن بایستیم، نه آنکه به خود ضربه بزنیم.
پایانبخش این سخنان آیهای است پیرامون نبرد ترکیبی که از زمان جنگ فرعون با حضرت موسی (ع) وجود داشته است؛ در سوره مبارکه اعراف، آیه ۱۲۸ به فشارهای شدید وارد بر حضرت موسی و مؤمنان همراه ایشان اشاره دارد. فرعونیان گفتند «سَنُقَتِّلُ أَبْنَاءَهُمْ وَ نَسْتَحْیِی نِسَاءَهُمْ» و فرعون ادعا میکرد «أَلَیْسَ لِی مُلْکُ مِصْرَ» و میخواست همهچیز را محدود کند. با این حال حضرت موسی توصیهای فرمود که رهنمود قرآن به همه ماست؛ اگر بر این اساس پیش برویم پیروز خواهیم بود. همانگونه که فرعون در رود نیل غرق شد، انشاءالله ترامپ و حامیانش نیز در دریای عمان و خلیج فارس و تنگه هرمز به هلاکت خواهند رسید و اثری از آنان باقی نخواهد ماند «قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اسْتَعِینُوا بِاللَّهِ وَاصْبِرُوا إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ یُورِثُهَا مَنْ یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ». حضرت موسی به قوم خود فرمود از خدا یاری جویید و استقامت ورزید. ترامپ نمی داند خداوند متعال بالای سر ما وجود دارد و ناظر است و متوجه قدرت پروردگار نیست اما ما که می دانیم پس در مجالس، دعاها، نمازها و توسلات خود، هرگاه دلتان متوجه ذات اقدس الهی شد، عرضه بدارید که پروردگارا، اکنون هنگام نصرت توست و امید ما تنها به توست.
برادران و خواهران به درگاه الهی پناه ببرید، در زیارت حضرت احمد بن موسی (شاهچراغ علیهالسلام) به ضریح مطهر متوسل شوید و بگویید پدر شما باب الحوائج است و از خداوند بخواهید که ما را یاری کند «اسْتَعِینُوا بِاللَّهِ وَاصْبِرُوا»؛ از خدا کمک بخواهید و پایداری کنید، چرا که «إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ یُورِثُهَا مَنْ یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ». این کره خاکی متعلق به خداوند است و به ترامپ و مابقی زورگویان تعلق ندارد. ما زیر بار منت هیچ قدرتی جز خداوند متعال نخواهیم رفت؛ زمین از آنِ خداست و آن را به هر کس که بخواهد به ارث میگذارد. انشاءالله با ظهور حضرت ولیعصر (عجلاللهتعالیفرجهالشریف)، وارثان حقیقی زمین، بندگان صالح و حاکمان بر مبنای عدالت خواهند بود و بساط این مظالم برچیده خواهد شد. اگر تقوا پیشه کنیم، همهچیز خواهیم داشت و خیر دنیا و آخرت نصیب ما خواهد بود.
دیدگاهتان را بنویسید