جمعه, 20 شهریور , 1405
3:46 ب.ظ
بیانات آیت الله دژکام در خطبه های نماز جمعه ۲۰ شهریور ماه ۱۴۰۵
به گزارش روابط عمومی نهاد نماینده ولی فقیه در استان فارس و امام جمعه شیراز، نماز جمعه ۲۰ شهریور ماه ۱۴۰۵ سومین حرم اهل بیت (ع) در ایران اسلامی به امامت حضرت آیت الله دژکام و با حضور اقشار مختلف مردم شریف شیراز برگزار گردید.
متن کامل خطبههای نماز جمعه شیراز را در ادامه میخوانید:
خودم و همه شما برادران و خواهران ایمانی را به تقوا، پرهیزکاری و خداترسی توصیه میکنم. اما بعد؛ در ادامه خطبه مولا امیرالمؤمنین، علی (علیه افضل صلوات المصلین) که فرمودند: «…أوَ أَمَّا النَّهَارَ فَحُلَمَاءُ عُلَمَاءُ أَبْرَارٌ أَتْقِیَاءُ، قَدْ بَرَاهُمُ الْخَوْفُ بَرْیَ الْقِدَاحِ…»؛ سخن ما در این بخش از خطبه متقین از مولایمان امیرالمؤمنین (علیهالسلام) بود که اگر انسان متقی را در روز مشاهده کنی، دل شب را نیز توصیف کرده است. حال باید دید افراد متقی در روز چگونه هستند و چه صفات و رفتار و ویژگیهایی دارند؟ ایشان فرمودند: «روز که نگاه میکنید، دانایان (عالمان) را میبینید.» یعنی اگر بخواهیم رفتار انسان با تقوا را در روز تحلیل و بررسی کنیم، نخستین چیزی که به چشم انسان میآید، عالم بودن آنهاست.
اگر بخواهیم علم و دانش را در قاموس دین اسلام ارزشگذاری کنیم، مشخص میشود که با تقوا ترین افراد، آنگونه که امیرالمؤمنین توصیف میکنند، دانشمندان هستند. دانش و علم مسلماً ویژگی مهم انسانهای با تقواست و پیشتر عرض کردیم اگر کسی اهل دانش باشد، یکی از ویژگیهایش این است که خشیت خداوند در دلش جای میگیرد. جناب شیخ بهایی فرمودهاند که «خشیه الله» را نشان علم دان! «انما یخشی»، تو در قرآن بخوان!. پس کسی که ادعای علم و فضیلت دارد، اما از خدا نمیترسد، این ادعایی باطل است. آنجا که گفتهاند: «مدعی خواست که آید به تماشاگه راز / دست غیب آمد و بر سینه نامحرم زد»؛ اینها را نباید عالم حساب کنیم. مدارا با خیلی ها می شود و مدارا است اما عالمی که جایگاه ویژهای در دل اهل ایمان دارد، کسی است که خشیت الهی دارد.
نکته دیگری که عرض کردم این بود که عالمان، تأثیرگذارِ اجتماعی هستند؛ علمِ آنها برای خودشان نیست، بلکه برای مردم است. این نکته ویژه در روایات متعدد ما آمده و ما باید برای نقشآفرینی علمای ما، دانشمندان ما، اساتید دانشگاه ما، دانشجویان ما، حوزویان ما، طلاب ما کنند، بر روی این نکته بررسی کنیم که عالم در قاموس دین، تأثیرگذارِ اجتماعی است. پیامبر اکرم (ص) فرمود: «عابد برای خودش کار میکند، اما عالم برای جامعه زحمت میکشد.» «وَ الْعَالِمُ لِغَیْرِهِ»؛ او جهاد میکند تا غریق را نجات دهد. عالم اینگونه است؛ میگوید بگذارید بقیه را نجات دهیم. در داستان حضرت یونس (ع) شنیدهاید که خداوند میفرماید عذاب بر قوم یونس نازل میشد اما یک عالم نجاتشان داد؛ در قرآن موجود است، بخواینم. عالم نمیگوید رهایشان کن تا به جهنم بروند؛ برعکس، میگوید تلاش کنیم تا افراد بیشتری را به بهشت ببریم. تفاوت عالم و عابد در این است! ما نباید برخی مسائل را خدایی نکرده حتی به عنوان ادبیات انقلابیگری رواج دهیم که نتیجهاش این شود که عدهای را از هدایت باز داریم یا برای هدایتِ آن ها تلاش نکنیم. همه باید بکوشیم تا اگر میخواهیم عالم باشیم، دیگران را نجات دهیم و هدایت کنیم. باید تلاش کنیم تا چهار تا به جرگه متدینین اضافه شوند، نه اینکه بگوییم چون فلانی خطا کرده است، او را بزن تا برود. امیرالمؤمنین علی (علیهالصلاه و السلام) فرمودند که پیامبر گرامی اسلام برای برخی حد جاری کردند و مجازاتشان مرگ بود و کشته شدند اما پس از آن فرمودند: «این مسلمان بوده است؛ بیاورید تا بر او نماز بخوانیم!» نگاه کنید چقدر درس برای همه ما در این رفتار نهفته است؛ اگر کسی خطایی کرد، نباید بلافاصله او را از همه چیز حذف کرد. اینگونه نمیتوان ادامه داد. خدا رحمت کند شهید حاج قاسم (رضواناللهتعالیعلیه) را که گفته بود: «اینگونه که شما پیش میروید دیگر کی ماند؟ گفت علی ماند و حوض ش»؛ علما هستند و انسانهای با تقوا، عالم جاذبهشان از دافعهشان باید بیشتر باشد. صفت دوم انسانهای با تقوا در رفتارهای روزانهشان، «حلم» است. من هفته پیش این عبارت را معنا کردم و گفتم یعنی «عقلا» هستند. یکی از عزیزان که اهل فضل است، در خطبههای نماز جمعه دقتهایی داشتند که برای بنده بسیار ارزشمند و لذت بخش است؛ ایشان فرمودند که حلم، ترجمهاش عقل نیست که درست هم فرمودند، اما من همچنان میگویم علما یعنی عقلا. دو حدیث برای شما می خوانم که برای اینکه این بزرگان و مفسرین نهجالبلاغه که گفتهاند علما یعنی عقلا، بیهوده سخن نگفتهاند؛ این حساب و کتاب دارد. دو حدیث از امیرالمؤمنین (ع) در اینباره عرض میکنم: فرمودند: «الحِلمُ نورٌ جَوهَرُهُ العَقلُ»؛ حلم، نوری است که جوهرش و مایه اصلی او عقل است. همچنین فرمودند: «الحِلمُ تَمامُ العَقلِ»؛ اگر کسی حلم و بردباری داشته باشد، عقلش کامل شده است پس به این معنا، «عقلا» هستند.تعبیری را برخی بزرگان در تفسیر نهجالبلاغه به کار بردهاند ولو اینکه اصطلاح خاص فن بیان و ادبیات هم هست، یادآور می شوم و ما ادبیاتمان زمین خورده و فارسی را پاس نمیداریم، زیرا در این شیوایی بیان حواسمان نیست که چگونه انسانی که شیوا سخن میگوید، نکات را میپردازد. گفتند این از باب «تسمیه المسبب باسم السبب» و نوعی مجاز است. این نکتهسنجیها باعث میشود که ما اصولیتر و اصطلاحی سخن بگوییم. خیلی خوب است که این اصطلاحات را مرور کنید. به یاد دارم مداحان هرچه میخواندند، عدهای ایراد میگرفتند؛ امام (ره) فرمود: «زبان شعر، زبان دیگری است»؛ میخواست بگوید حواستان باشد اگر ادبیات اوج بگیرد، سخن گفتن چیز دیگری میشود. این لطافتها را اگر در نهجالبلاغه است، بهعنوان روش بیان و سخن گفتن را یاد می دهد، در نظر داشته باشیم. نکتهسنجی ارزش دارد، زیرا باعث میشود عبارات نهجالبلاغه و عمق آنها بیشتر مورد توجه ما قرار گیرد.
در باب علم، میخواهم اشارهای به حلم و بردباری پیامبر گرامی اسلام خاتمالانبیا، محمد صلیاللهعلیهوآلهوسلم داشته باشم. گفتند حلم، کنترل کردن غضب است؛ اگر کسانی مخالفت میکنند، انسان بتواند خشم خود را در مقابل رفتار دیگران کنترل کند. این حلم می شوند. خداوند متعال در سوره مبارکه نحل، آیه ۱۲۶، دستورالعملی داده است که آن را در رفتار پیغمبر برای شما گزارش میدهم و سعی می کنم مطلب خطبه را زود تر به پایان برسانیم. ببینید عزیزان خداوند متعال در پایان جنگ احد، صحنه ای پیش آمد و نگاه کردند که مؤمنین و خود پیامبر اکرم (ص) دیدند که شهدای احد «مُثله» شدند؛ یعنی پس از شهادت، آمدند اعضای بدنشان را از عمد بریدند و تکهتکه کردند. عرب به این کار «مُثله کردن» میگوید.
پیامبر (ص) که متوجه این قضیه شد، جملهای فرمود که روایت آن از امام صادق (علیهالصلاه و السلام) در تفسیر برهان آمده است و می توانید مراجعه کنید. من گاهی آدرس میدهم چون باور کردنش برای برخی سخت است؛ فضای اجتماعی امروز را که میبینم، آدرس میدهم تا بگویم این از قرآن و احادیث اهل بیت (ع) است و باورمان بشود که این رفتارها نزد خدا ثواب دارد. پیامبر گرامی (ص) برای عمویشان، سیدالشهدا حمزه (ع) که نقش زیادی در پیشبرد اسلام داشت و مثله شده بود، ناراحت بودند. میدانید که هند جگرخوار، قطعههای بدن حضرت حمزه را همانند گردنبند به گردن انداخت؛ اینها اینگونه وقیح بودند. حضرت فرمود: «اگر من برآنان پیروز شوم، من هم آنان را مثله خواهم کرد.» آیه ۱۲۶ سوره نحل نازل شد؛ اگر کسی را مثله کرده باشند، قاعدتاً در مقابل، مثله کردنِ یک نفر از آنان بیعدالتی نیست. خداوند متعال فرمود: «وَ إِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبُوا بِمِثْلِ ما عُوقِبْتُمْ بِهِ »؛ اگر زمانی خواستید انتقام بگیرید، به اندازه همان کاری که آنها کردند، مجازات کنید و انتقام بگیرید. مفسرین اینجا فرمودهاند یعنی آنها زندهها را دستشان رسید و مثله نکردند، بلکه نسبت به شهدا این کار را کردند؛ خداوند فرمود شما نسبت به کشتههای آنها (اگر بخواهید مقابله کنید) نباید نسبت به زندگانشان این کار را انجام دهید.
سپس در ادامه آیه، خداوند فرمود: «وَ لَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَیْرٌ لِلصّابِرِینَ»؛ اگر این کار را نکردید و صبر کردید، این بهتر است. جبرئیل آیه را آورد و پیامبر (ص) برای مردم خواند و خودش فرمود: «صبر میکنم، صبر میکنم.» این صبر بهتر است یعنی چه شد؟ در فتح مکه، پیامبر (ص) پیروز شد و قاعدتاً همانهایی که مثله کرده بودند، بودند و میتوانستند کشته و مثله شوند اما پیامبر وقتی وارد مکه شد، فرمود: «الیوم یوم المرحمه»؛ قربان ایشان شوم و گفتند امروز روز بخشش است. علما گفتهاند حلم اینجا اثرش مشخص میشود. اینکه فوجفوج مسلمان شدند، به خاطر این بود که گفتند: «اخوٌ کریمٌ و ابنُ اخٍ کریمٍ»؛ پیامبر کرامت نفس و بزرگواری داشت. نسبت به آن وحشی که جناب حمزه را آنگونه مثله کرده بود، فرمود تنها چیزی که از تو میخواهم این است که روبروی من ننشینی، چون یاد حمزه میافتم و برایم سخت است. اینگونه بود پیغمبر ما و این رفتار و حلم او باعث شد دین اسلام همهجا را بگیرد «وَ رَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ أَفْوَاجًا». این رفتار و حلم پیامبر بود که باعث شد همه به جمع مسلمانان بپیوندند و تمام جزیرهالعرب توسط پیامبر گرفته شد. گاهی یک بردباری، نتیجهای عجیب در پیشبرد دین و هدایت مردم میدهد.
امروز و روز گذشته یاد دو عالم بزرگ از فرزندان و پیروان پیغمبر را گرامی میداریم. دیروز سالگرد آیتالله طالقانی (اعلیالله مقامه الشریف) بود و امروز سالگرد شهادت آیتالله سید اسدالله مدنی (اعلیالله مقامه) است. این بزرگوار آیتالله مدنی به جدش اقتدا کرد. تنها اینقدر یادآوری میکنم که در قضایای اوایل انقلاب، ایشان نماز جمعه را در یکی از میادین شهر تبریز اقامه میکردند و محرابی گذاشته بودند برای اینکه موقع نماز ایشان در محراب قرار گیرند؛ محراب ایشان را آتش زدند. این سالی که گذشت، نظیر اینها را دیدیم؛ برای انقلابیها این چیزهای تازهای نیست. قبلیها را به سختی گذراندیم و اینها را هم خواهیم گذراند. اما وقتی آن محراب را آتش زدند، آیتالله مدنی میدانست آن گروهی که این کار را کردهاند چه کسانی هستند و رسماً در تبریز حضور داشتند؛ فرمود: «نه، صبر کنید؛ شاید هدایت شوند.» خاطراتش هست بخوانید؛ محافظ آیتالله شهید مدنی میگوید که آقا آن روز کفن پوشید و در همان محراب سوخته نماز خواند؛ یعنی «من هم حاضر هستم». این صبر و حلمِ آیتالله شهید مدنی باعث شد خیلی از کسانی که در آن جریان بودند و واقعاً به گمراهی میافتادند، دیدند که ایشان مثل جدش پیامبر صبر و حلم به خرج میدهد؛ خیلیهایشان برگشتند و به جای آنکه در طیف مقابل باشند، همراه انقلاب شدند. ثوابِ همه این هدایتها مالِ آیتالله شهید مدنی است.
برادران، در امور داخلی خودمان، ولو گروهها، احزاب و جریانها مختلفاند، اگر احساس میکنیم یک جریان یا گروهی اشتباهی انجام میدهد، بهترین روش، اقتدای به پیامبر اکرم (ص) و بیان امیرالمؤمنین (ع) است؛ سعی کنیم آنها را هدایت کنیم. نبریم به سمتی که بین خودمان دعوا شود؛ اگر بین خودمان دعوا شد، چه کسی خوشحال خواهد شد؟ شیطان بزرگ. آیا دلتان میخواهد دشمن خوشحال شود؟ دشمنشاد شدن خوب نیست. علما یعنی اینکه در صحنهای، حتی اگر طرف مقابل بد رفتار کرده باشد، بدانیم که اکنون وقت دعوا نیست و عقل باید خوب کار کند. رفتاری که باید داشته باشیم، آن است که دشمن را خار و خفیف کند و شیطان بزرگ را از منطقه بیرون بکند؛ آن رفتار را انجام دهیم. انشاءالله در این زمینه همه ما موفق باشیم و آنچه شرط تقواست، انجام دهیم.
بار دیگر خود و همه شما برادران و خواهران ایمانی و هر آنکس که صدای ما را میشنود، به تقوا، خداترسی و پرهیزکاری توصیه میکنم؛ توشهای بهتر از این برای سفر آخرت نخواهیم یافت؛ «اتقوا الله عباد الله».
در خطبه دوم، پیرامون شعار سال که رهبر عظیمالشأن تعیین فرمودند، نکاتی را خدمت شما بزرگواران و عزیزان تقدیم میکنم که هرچند بخش زیادی از آنها از باب تذکر و یادآوری است، اما تذکر سودمند است. سال ۱۴۰۵، رهبر معظم فرمودند: «نام این سال را سال اقتصاد مقاومتی در سایه امنیت ملی و وحدت ملی میگذاریم.» بنده بارها این موضوع را در خطبهها، چه به اشاره، چه به تصریح و چه به تلویح خدمت شما عرض کردهام که از آنجا که جنگ، یک جنگ ترکیبی است، ما صرفاً نمیتوانیم به پیروزیهای نظامی خود در میدان اکتفا کنیم و بگوییم همین کافی است؛ بلکه باید در سایر عرصههای این نبرد ترکیبی نیز میدانداری کنیم.
اتفاقاً دشمن، از آنجا که به ضعف خود در عرصه نظامی پی برده است — ما در جنگ ۴۰ روزه پایگاههای آنان را هدف قرار دادیم و در روزهای اخیر نیز میشنوید که ناوشکنهایشان هدف قرار میگیرند — و میداند که نزدیک شدن به مرزهای ایران برایش خطرآفرین است، تمرکز خود را بر این گذاشته تا در سایر ابعاد جنگ ترکیبی به برتری دست یابد و مردم را از درون به تقابل با یکدیگر بکشاند و خودش از این وضعیت سود ببرد.
در این راستا، ما باید بسیار بیدار و هوشیار باشیم و اجازه ندهیم هیچ مسئلهای به بهانهای برای دشمن تبدیل شود؛ هرچند دلمان از وضعیت برخی مسائل خون باشد اما بیتردید بهانه دادن به دست دشمن، گناهی به مراتب بزرگتر از این مسائل است. امروز بنده میخواهم در این بحث جنگ ترکیبی، نقش «بعثت مردم» را با یکدیگر مرور کنیم؛چون هنگامی که جنگ در جریان است و ما در حال دفاع از اسلام و ایران هستیم، هیچکس نمیتواند بگوید «به من چه ارتباطی دارد، دیگران بروند و وظیفهشان را انجام دهند». همه ما باید برای پیروزی اسلام و عظمت ایران تلاش کنیم بنابراین، مردمی که برانگیخته و مبعوث شدهاند نیز باید در کنار دولت و سایر دستگاههای اجرایی، تقنینی و نظایر آن، به نوعی همکاری و همیاری داشته باشند.
همانطور که پیشتر نیز یکی دو بار خدمت شما عرض کردم، اینکه رهبر شهیدمان در جلسه خصوصی فرماندهان نظامی فرموده بودند: «روی ظرفیت مردم حساب کنید، روی ظرفیت مردم حساب کنید؛ بعداً خداوند این مردم را مبعوث خواهد کرد.» ما باید آن ظرفیت را در نبرد اقتصادی و فرهنگی به میدان بیاوریم تا این نیروها به دولت یاری رسانند و همه با هم بتوانیم خدمتی شایسته ارائه دهیم و پیروزی را رقم بزنیم.
بنده مایلم بار دیگر حکایتی را خدمتتان عرض کنم و از آن حکایت تمام سخنانم را نتیجهگیری کنم. در دوران جنگ تحمیلیِ هشتساله، ما نیز با برخی یگانها ارتباط داشتیم و رفتوآمد میکردیم و با نیروهای یگانها دوست و مأنوس بودیم. در همان مجموعهای که حضور داشتیم، دو نفر بودند که بسیار با یکدیگر مجادله و اختلافنظر و کل کل داشتند؛ به تعبیر عامیانه، به خون هم تشنه بودند. عملیاتی آغاز شد و رزمندگان به پیش رفتند؛ پس از انجام مأموریت، بر اثر پاتک سنگین، یگان ناچار به عقبنشینی شد. این یگان و آن دو رزمنده نیز در خط مقدم حضور داشتند. یکی از این دو نفر تیر خورده و مجروح شده بود، بهگونهای که امکان حرکت نداشت. دستور عقبنشینی صادر شده بود و او طبیعتاً یا باید همانجا میماند و شهید میشد و یا به اسارت درمیآمد، زیرا دیگر توان حرکت نداشت. خود آن رزمنده تعریف میکرد و میگفت: «آن همرزمی که همیشه با هم بحث و جدل داشتیم، آمد تا از بالای سر من عبور کند. با خود گفتم او حتی به من اعتنایی هم نخواهد کرد.»
ببینید جوانمردی یعنی چه! میگفت: «همینکه دید تیر خوردهام و نمیتوانم حرکت کنم — من حتی سرم را به زیر انداخته بودم تا نگاهم در نگاه او نیفتد — آمد و مرا اینگونه در آغوش کشید و زیر بغلم را گرفت؛ جثه تنومندی داشت. به او گفتم دستور عقبنشینی است، ممکن است خودت نیز تیر بخوری، مرا رها کن و برو، من همینجا میمانم. اما پاسخی نداد، مرا بر دوش گرفت و حرکت کرد. گمان میکنید مرا کجا برد؟ مرا به محلی رساند که امدادگران آمبولانس مستقر کرده بودند تا مجروحان را منتقل کنند.» مردانگی یعنی این. آن دوست ما میگفت: «یک عمر مدیون او هستم و از این جوانمردیاش و مردانگی اش درس گرفتم.»
مردانگی یعنی همین؛ برادران گرامی، شاید در میان خودمان میان احزاب و جناحهای گوناگون اختلافات و بحثهای فراوانی وجود داشته باشد، اما اکنون در صحنهای قرار داریم که اگر به داد یکدیگر نرسیم، دشمن پیروز می شود.
«بعثت مردم» که آقای شهید والامقام ما فرمود، امروز به این معناست که هر جریان و جناحی، با هر میزان اختلاف و بحثی که با جریان دیگر دارد، رسم جوانمردی را فراموش نکند. الان ما در برابر دشمن صفآرایی کردهایم و رمز پیروزی ما «وحدت ملی» و «امنیت ملی» است. ما در راه این فرمان رهبرمان سر می دهیم اما به اختلافات میدان نخواهیم داد. به لطف الهی مردم ما این مباحث را بهخوبی درک میکنند مثالی که زدم تنها یک نمونه بود؛ عمده جوانان ما از همین جنس هستند؛ جوانمردی را از بن دندان باور دارند و پای آن میایستند.
این وضعیتی که اشاره شد، در حوزه اقتصاد نیز همینطور است. بنده در هفته دولت خدمتتان عرض کردم و استاندار محترم نیز گزارش آن را ارائه دادند و در رسانهها هم منشر شد؛ وقتی سرمایهگذاران استان فارس رقمی معادل ۹۰ هزار میلیارد تومان سرمایهگذاری میکنند، بدین معناست که دریافتهاند باید به یاری ملت خود بشتابند. بنده امیدوارم انشاءالله با همکاری، همدلی و همیاری تمام مجموعهها، در سال ۱۴۰۵ رقمی بالاتر از این را رقم بزنیم؛ و مایه افتخار است که مردم، خود برای تحقق عزت اسلام و ایران به میدان آمدهاند تا جایگاه نخست در میان تمام استانهای کشور متعلق به شما باشد. انشاءالله همواره حرکت کنیم و جدیت داشته باشیم؛ برانگیختگی و بعثت مردم در راستای اقتصاد مقاومتی باید بهطور ملموس نمایان شود و به چشم بیاید.
نکته پایانی بنده این است که رهبر معظم انقلاب فرمودند: «ایران را تا جای ممکن قوی کنیم» و آن شهید والامقام نیز فرمودند: «ما ایران قوی میخواهیم.» امروز به لطف خداوند، اقتدار ما در برخی ابعاد، جنبه بینالمللی و جهانی یافته است؛ چنانکه دیگران اذعان کردند قدرت چهارم جهان ظهور کرده است ما نگفتیم، بلکه آنان خود به این موضوع اعتراف کردند. ما پیشتر در چه جایگاهی بودیم و اکنون به لطف الهی به چه مرتبهای رسیدهایم! با همت شما مردم، به برکت خون پاک شهیدان و در پرتو ایثارگری جانبازان و ایثارگران به این نقطه رسیدهایم؛ خدا را بر این نعمت شاکریم.
اما پیمودن ادامه این مسیر نیز صبوری می خواهد. همه ما دشواریهایی را که محاصره اقتصادی ممکن است رقم بزند تجربه کردهایم و میدانیم. هنگامی که میگوییم «هیچ غلطی نمیتواند بکند»، این عبارت نشاندهنده عزم و اراده راسخ ملت ماست که خطاب به دشمن میگوییم: «تو بیش از گذشته قادر به انجام هیچ اقدامی نیستی؛ دفعه پیش شکست خوردی و دست از پا درازتر بازگشتی و این بار نیز انشاءالله چنین خواهد شد.»
در ادامه همان آیاتی که در خطبه اول قرائت کردم، دو آیه از سوره مبارکه نحل را یادآوری میکنم؛ امروز مهمان سوره مبارکه نحل بودیم. خداوند متعال میفرماید: «وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُکَ إِلَّا بِاللَّهِ»؛ ای مومنین و ایمان! صبر، مقاومت و ایستادگی پیشه کنید؛ شکیبایی شما با عنایت و نصرت الهی به ثمر خواهد نشست. «وَلَا تَحْزَنْ عَلَیْهِمْ»؛ نگویید آمریکا چنین و چنان کرده است. برخی افراد، بهویژه هنگامی که اخبار رسانههای بیگانه را دنبال میکنند، با شنیدن یک خبر دلسرد میشوند اما خداوند متعال فرموده است: غصه نخورید و «وَلَا تَکُ فِی ضَیْقٍ مِمَّا یَمْکُرُونَ». دشمن توطئهها و فریبهای فراوانی به کار میبندد تا ما را به زمین بزند، اما ای پیامبر و ای پیروان پیامبر و ای امت مبعوث — که این خطاب شامل حال من و شما نیز میشود — اندوه به خود راه ندهید؛ تا زمانی که مطیع ولایت باشیم، دشمن هیچ غلطی نمیتواند بکند.
انشاءالله «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِینَ اتَّقَوْا وَالَّذِینَ هُمْ مُحْسِنُونَ»؛ خداوند با شما انسان های باتقوا است؛ خداوند با کسانی است که نیکوکاری پیشه میکنند به یاری یکدیگر میشتابند و محبتشان نسبت به مؤمنان و همکیشان روزبهروز فزونی مییابد. هر اندازه که دشمنان سختی ایجاد کنند و مکر می کنند، این مردم بیشتر به همراهی و همدلی روی میآورند. این مسیر، مسیر پیروزی است؛ خداوند وعده فرموده که «من با شما هستم». آنان هر که میخواهند باشند، بیایند و ببینند آیا توان مقابله با خداوند را دارند؟
انشاءالله به زودی شاهد پیروزیهای روزافزون و عظمت هرچه بیشتر اسلام و ایران باشیم و خداوند متعال به شما مردم صبور، مقاوم و صبار، توفیق و نصرت روزافزون عنایت فرماید.
دیدگاهتان را بنویسید